کانون فرهنگی - هنری سابقون مشهد مقدس
فرهنگی - هنری - مذهبی
منوی کاربری





مدیران سایت
موضوعات مطالب

تبلیغات

تبلیغات

آخرین ارسال های تالار گفتمان


هیچ ارسال جدیدی برای تالار گفتمان وجود ندارد .
چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393 21:28 | نویسنده : sabeghoon

 

جوابیۀ برخی دانشجویان در مقابل خبرگزاری تابناک

وقتی تابناک با شبکه‌های وهابی هم آوا می‌شود

بسم الله الرحمن الرحیم

هیچ کسی شک ندارد در میان شبکه های وهابی هیچکدام مانند شبکه سیاسی کلمه برای مبارزه با تشیع، شمشیر را از رو نبسته است؛ شبکه ای که در ایام فاطمیه برای دومین سال، اقدام به پخش کاریکاتوری از حضرت زهرا (س) نمود.
متاسفانه مهمترین شاخصه گردانندگان این شبکه بی اخلاقی و سخن معروف ماکیاولیستی" هدف وسیله را توجیه می کند"  است.

 



ادامه مطلب ...

موضوع : آخرالزمان / فرقه های ضاله




پنجشنبه 29 اسفند 1392 13:33 | نویسنده : sabeghoon

فصل بهار که آغاز می شود زایش و رویش طبیعت و زندگی نیز شکل و شمایل دیگری به خود می گیرد.

دشت و صحرا رنگ عوض کرده و نوسازی می شود و پیرامون ما حیاتی دوباره می یابد. انسان ها نیز به تبعیت از بهار، لباس خود را نو کرده و از خداوند می خواهند که حال و روز آنان را به بهترین احوال و روحیات و خوشی ها تبدیل نماید و چه زیباست این درخواست و دعا از خزانه پایان ناپذیر آن بزرگ بی نیاز که هر چه داریم از صدقه لطف و رحمت اوست. و براستی، بنده همان به که ز تقصیر خویش عذر بدرگاه خدای آورد. ورنه سزاوار خداوندیش کس نتواند که بجای آورد. فلذا بواسطه بهار و عید نوروز همه چیز و همه کس نو می شوند. کدورت ها رنگ باخته و ناسازگاری ها و جدایی ها و بی خبری ها با یک دید و بازدید و تبریک عید و روبوسی و خنده، تبدیل به منظره ای دیدنی و ثبت لحظاتی خاطره انگیز می شوند. پس عید نوروز باعث توسعه روابط عمومی می شود. جالب است. نه؟

 

 



لینک ثابت

موضوع : بدون موضوع / بدون موضوع




پنجشنبه 15 اسفند 1392 11:24 | نویسنده : sabeghoon

(بسم الله الرحمن الرحیم)
مدعیان حقوق بشر زیر ذره بین: "هیچ خط قرمزی وجود ندارد"
درباره تناقض رفتاری مدعیان حقوق بشر با زیر نویس انگلیسی

 عنوانزمان
دانلودمستند هیچ خط قرمزی وجود ندارد (با زیر نویس انگلیسی)5:56

 



ادامه مطلب ...

موضوع : دانلود / مستند




سه شنبه 13 اسفند 1392 19:30 | نویسنده : sabeghoon
شیطان‌گرایان با ادعای ناتوانی خدا در اجابت خواسته‌ها، به تبلیغ ایده شیطان‌گرایی می‌پردازند. آن‌ها می‌گویند: خدا نه فقط مشکلات شما را برطرف نمی‌کند، بلکه هر روز مشکلات جدیدی بر سر راهتان قرار می‌دهد، پس آنتی‌تز خداوند یعنی شیطان می‌تواند پناهگاه شما واقع شود.

 

 

امروزه شیطان‌گرایی فراتر از حرکتی زودگذر، با داعیه معنویت به میدان آمده است. این مرام برخلاف تصور رایج،‌ جذابیت‌هایی دارد که فهم و درک آن برای کسانی که تصور روشنی از آموزه‌های این آیین ندارند، بسیار دشوار است. برای بازخوانی مفهوم شیطان‌گرایی به تورق کتاب «کاوشی در معنویت‌های نوظهور» اثر حجت‌الاسلام حمزه شریفی‌دوست پرداختیم که بخش چهارم آن در ادامه می‌آید:

*تحریف مفهوم دعا

شیطان‌گرایان با ادعای ناتوانی خدا در اجابت خواسته‌ها، به تبلیغ ایده شیطان‌گرایی می‌پردازند. آن‌ها چنین توضیح می‌دهند: شما برای حل مشکلات زندگی خود، هر روز دست به دعا برمی‌دارید و از خدا کمک می‌خواهید اما خدا نه فقط مشکلات شما را برطرف نمی‌کند، بلکه هر روز مشکلات جدیدی بر سر راهتان قرار می‌دهد، پس آنتی‌تز خداوند یعنی شیطان، می‌تواند پناهگاه شما واقع شود.

در استدلال بالا آنچه بیش از همه، نیاز به بازخوانی و اصلاح دارد، «مفهوم دعا» است. روشن است که بسیاری از مشکلات روانی و روحی بشر مدرن، ریشه در بنیان‌های تمدن غربی دارد. انتظار از خدا و دست روی دست گذاشتن و اکتفا به چند جمله به نام دعا برای حل مشکلات، عملی کودکانه است که هیچ قرابتی با مفهوم متعالی دعا ندارد.

خداوند هیچ گاه وعده نداده است که تمام درخواست‌هایی که انسان‌ها دارند - از هر نوع و شکلی که باشد - همه را فوراً عملی سازد. چنین برداشتی از دعا، با نگاه اومانیستی سازگار است نه با نگرش دینی و وحیانی، در بینش اومانیستی، همه چیز باید خود را در خدمت خوشی و راحتی آدمی قرار دهد و حتی خدا هم باید سهمی در این مسیر به عهده بگیرد و در اجرای فرمان انسان - که نامش را دعا می‌گذارند - کوتاهی نکند؛ اگر او در اجرای خواهش‌های انسان تأخیر کند، پس صلاحیت ورود به زندگی انسان را ندارد.

در نگرش دینی و وحیانی، آدمی از آنجا که مأموریتی الهی به او واگذار شده، لازم است با مدد گرفتن از اختیار و اراده خویش، نیروهای خود را به منظور تعالی معنوی خود و تکامل اجتماعی به کار گیرد و صد البته در آن صورت خداوند هم امکانات خویش را برای تحقق چنین هدفی بسیج می‌کند. چنین فردی از آنجا که هم غایتی الهی را اختیار کرده و هم استعدادها و امکانات را به خدمت گرفته است، باید برای تسریع در پیمودن راه از خداوند استمداد نماید و دعا در چنین فرایندی معنا خواهد یافت.

3. موسیقی

تاکنون موسیقی متال و زیرشاخه‌های این سبک، خدمت شایانی به جریان شیطانی کرده است. سبک متال به علت ظرفیت بالا، همخوانی و سنخیت زیادی که با سنت‌ها و آداب شیطانی دارد، توانسته است در انتقام مفاهیم شیطانی و رضایت‌بخش جلوه دادن مرام شیطان، چهره موفقی از خود به نمایش گذارد. بعضی از گروه‌های موسیقی هر چند به ظاهر شیطان‌پرست شناخته نشده‌اند، اما از نظر ایجاد بسترهای اجتماعی برای رشد و گسترش شیطان‌پرستی نقش برجسته‌ای داشته‌اند.

 

 

گروه «سکس پیستولز» که در زمان خود هیچ گروه پانک‌راکی به اندازه آن طرفدار نداشته‌ است، در یک تور 15 روزه در آمریکا یکی از نوازندگان خود را از دست داد. سیدویشس به ناگاه در پشت صحنه کنسرت همسر خود را کشت و در شب بعد نیز اقدام به کشتن خود کرد. هواداران این گروه این موضوع را فاجعه مقدس خواندند. چنین انحطاط و کجروی‌هایی باعث شد تا مرام شیطان‌پرستی، صحت ادعاهای خود مبنی بر مطلوب بودن اعمال جنون‌آمیز و سیاه‌نمایی از وضعیت موجود را به صورت مقبول‌تری تبلیغ کنند.

از نظر محتوا و مضمون، ابتذال و خشونت جزء لاینفک درون‌مایه ترانه‌های شیطانی است؛ یعنی مضامینی که حول محورهای بی‌پروایی جنسی، القای ترس در ذهن و جان دیگران و ضدیت با آموزه‌های وحیانی و الهی می‌چرخد.

پاره‌ای از گروه‌های موسیقی مشهور، با شیطان‌پرستی ارتباطی ناگسستنی دارند؛ به گونه‌ای که بعضی از سران این گروه‌ها به دلایلی‌، نظیر جنون جنسی، تجاوز به عنف، کتک‌کاری و افراط در مشروب‌خواری مدتی را پشت میله‌های زندان گذرانده‌اند.

 

 

مرلین منسون - که نام حقیقی‌اش، Brian Hugh Warner است - موسیقیدان و رهبر گروه Marilyn Manson است، وی تاکنون در قالب اشعار شیطانی؛ خشن و ضد دین در رواج شیطان‌گرایی نقش مؤثری داشته است. در مور وی مشهور است هنگام اجرای کنسرت با پاره کردن انجیل و پرت کردن آن به میان جمعیت، با صدای خشک و خشن فریاد می‌زد: «این است خدای شما». اعتقاد به بی‌اعتقادی و پوچی، دعوت به پوچ‌گرایی و مضامین ضد مسیح پیام کلیپ‌های منسون است.

 

 

ترانه‌های گروه منووار - که در زمان اصلاحات در ایران ترجمه، چاپ و منتشر شد - چنان به مضامین خشن پرداخته که ترویج و نشر آلبوم‌های آن در بسیاری از کشورها ممنوع شده است، درون‌مایه اشعار این گروه، اباحی‌گری، هنجارشکنی، قانون‌گریزی، تعرض به سنت‌ها، وهن مذهب و مقدسات است. سوغات این گروه ممنوعه که به صراحت داعیه «شیطان‌پرستی‌» دارند، آثار مخرب روانی و آسیب‌های متعدد اجتماعی برای جوانان بوده است.

بسیاری از ایده‌های صهیونیست‌های مسیحی - که وجه مشترک آن‌ها با شیطان‌پرستان، اعتقاد به قدرت و نیروهای شگرف شیطان است - در اشعار سران متال به روشنی به چشم می‌خورد و عقیده به قدرت‌ بی‌نظیر شیطان در آخرالزمان و عجز خدا در اداره هستی در آن موج می‌زند.

در صحیفه حزقیال نبی در مورد آخرالزمان و آرماگدون آمده است: «باران سیل‌آسا و تگرگ‌های سخت آتش، تکان‌های سختی در زمین پدید خواهد آورد که کوه‌ها سرنگون و زمین منهدم خواهد شد.»

مکان وقوع این جنگ در صحرای «مگید» در شمال اسرائیل و کرانه غربی رود اردن است که به پیش‌بینی صهیونیست‌های مسیحی این جنگ میان نیروهای خیر (یهودیان) و نیروهای شر (مسلمانان) رخ می‌دهد و به همه دنیا کشیده می‌شود.

شاعر مشهور متال، اریک آدامز در آلبوم سلاطین فلزی آورده است:

زمین با آتش در آمیخته می‌شود.

در جنگ آرماگدون ابتدا ترومپت‌ها به صدا در می‌آیند.

و سپس تگرگ، آتش و خون بر تخت سلطنت شیطان فرو می‌ریزد.

موی او همانند جامه‌ای که حقیقت را پنهان می‌کند سفید است و چشمانش همانند آذرخش می‌درخشد.

 

 

در ترانه‌های «بلک سبث»، ایده‌های آنتوان لاوی در باب سیطره شیطان بر جهان و انفعال خدا، به صورت واضح و صریح انعکاس یافته است؛ چنانچه انکار معاد و رستاخیز و به سخره گرفتن جهان پس از مرگ - که در نوشته‌های لاوی مورد تأکید فراوان قرار گرفته - در این شعر منعکس است:

... چه معبودی است اینکه می‌ایستد و گریه‌های مردمش را گوش می‌دهد و کاری نمی‌کند؟

کدام دست به اعتراض بلند خواهد شد، در حالی که مُردن مردم را می‌بیند؟

این چگونه زندگی است؟ چه آینده‌ای در انتظارمان است؟

اَه، اَه این نتیجه اشتباهاتمان است.

و یا

... دنیای فانی کم کم ما را نابود می‌کند؛

فکر نمی‌کنم هیچ خدایی اکنون بتواند رستگارمان سازد؛

رستاخیز همین‌ جاست؛

فردایی وجود نخواهد داشت؛

ای عیسی! پرسش‌های ما،

گویی هیچ گاه شنیده نشده‌اند.

... آیا به راستی بهشت و دوزخی وجود دارد؟

به من بگو که آیا آن بالا خدایی وجود ندارد؟! ...

یا در مجموعه «قوم محزون» چنین آمده است:

... ایستاده‌ام اینجا و تمام ایمانم را از دست داده‌ام؛

زندگی دوباره ممکن است دروغ باشد!

اما زندگی کنونی‌ام نیز ارزش درد کشیدن ندارد ...

عبارات بالا دقیقاً مضمون بندهایی از کتاب انجیل شیطانی لاوی است که به نظم در آمده است. این در حالی است که مروّجان و مترجمان ترانه‌های این گروه در کشور، سعی می‌کنند محتوای این اشعار را «ضد جنگ» معرفی کنند که بتوانند آن را با ارزش‌های دینی و فرهنگ بومی سازگار نشان دهند.

«دیو ماستین» که در اعتراض به انجام حرکات وحشیانه متالیکا بر روی سن در هنگام اجرای کنسرت، از اعضای گروه جدا شد و گروه «مگادث» را شکل داد، در مصاحبه‌ای با اظهار تنفر شدید از متالیکا می‌گوید: ... من در کثافت غوطه می‌خوردم وقتی جیمز هتفیلد سر خفاش زنده را با دندان جدا می‌کرد و خونش را می‌مکید، می‌خواستم همان جا روی سن بالا بیاورم ...



لینک ثابت

موضوع : آخرالزمان / یهودیت و صهیونیسم




انگلیسی‌ها برای شیعه دوازده امامی هم یک طلبه خوش بر و رو، و خوش پوش تدارک دیده‌اند تا در لندن حسینیه و شبکه تلویزیونی و حوزه علمیه داشته باشد و منبر برود و بشود سینه چاک شیعیان و دشمن درجه یک وهابیت.

 

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی دیروز در دیدار دست‌اندرکاران حج فرمودند: «بزرگان تشیع اعم از امام(ره) و دیگران همواره بر حفظ اتحاد امت اسلامی تأکید کرده اند، بنابراین آن تشیعی که با هدف دامن زدن به اختلافات، از رسانه هایی که در لندن و امریکا هستند، تبلیغ می شود، در مسیر شیعه واقعی نیست.» اما منظور رهبر انقلاب کدام رسانه‌ها بوده است؟ در سال‌های اخیر رسانه‌های مختلفی به نام تشیع با هدف ایجاد اختلاف میان مسلمانان ایجاد شده اند که به اختصار به سه شبکه فارسی زبان آن اشاره می‌شود:


شبکه اهل‌بیت؛ 
ادبیات لمپن به نام شیعی‌گری! 



این شبکه با مدیریت فردی افغانی به نام «حسن اللهیاری» در قم تاسیس شد و عوامل آن با انتخاب این نام مقدس، سعی داشتند در فضای فرهنگی قم، موقعیتی برای خود کسب کنند. اهل بیت، در دوره فعالیت خود در راستای برجسته ساختن اختلافات مذاهب اسلامی و همسو با سیاست‌های انجمن حجتیه مطالبی را تهیه می‌کرد. تاکید بر سوگواری ایام فاطمیه به نام «محسنیه» و برگزاری جشنی موسوم به «عیدالزهرا» و به مناسبت مرگ عمر بن خطاب مهم‌ترین اقدامات این شبکه بود. 

انتساب دروغین به مرجعیت 
اللهیاری مدتی این شبکه را منتسب به مراجع معرفی می‌کرد و مدعی بود، بیوت مراجع از آن حمایت می‌کنند. این ادعا از سوی مسئولان بیوت مراجع رد شد. از میان مراجع تقلید، بیت «آیت الله قربانعلی محقق کابلی» از علمای افغانی مقیم قم از شبکه اهل بیت، حمایت می‌کرد. سال گذشته با افشای ماهیت تفرقه‌افکنانه آن، آیت الله محقق کابلی نیز طی اطلاعیه‌ای که در مهر ۱۳۸۹ منتشر کرد، با تاکید بر اهمیت وحدت بین مسلمانان، اعلام کرد: «از پیروان و شیعیان راستین اهل بیت عصمت و طهارت (ع) جداً تقاضا می‌شود که از هرگونه کمک مادی و معنوی به شبکه یاد شده خودداری کنند. از نظر اینجانب پرداخت وجوهات شرعیه با هر عنوانی به این شبکه و سایر مراکز و شبکه‌ها و برنامه‌هایی که تحت هر عنوانی در راستای ایجاد تفرقه میان امت اسلامی فعالیت می‌کنند نه تنها مجزی نیست بلکه تعاون بر اثم و عدوان است.» 

دیدگاه‌های سیاسی اللهیاری


۱- ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی 

۲- تایید شعار نه غزه نه لینان با این بهانه که اول بقیع را آزاد کنیم غزه برای بعد 

۳- ایجاد فاصله بین شیعیان و مرجعیت معظم شیعه (مدیر این شبکه هیچ‌یک از مراجع را عادل نمی‌داند و به کرات به حضرت امام خمینی، آیت‌الله خامنه‌ای ، آیت‌الله مکارم شیرازی و حتی آیت الله بهجت توهین کرده است) 

۴- کوبیدن دولت  جمهوری اسلامی ایران و پایین آوردن جمهوری اسلامی از حامی مستضعفان و شیعیان جهان به دشمن اهل بیت! 

۵- مقایسهٔ حکومت امام خمینی (ره) با حکومت عباسیان 

۶- دفاع از آمریکا به بهانهٔ آزادی بیان در آن کشور 

آقای الله یاری ساکن آمریکاست. جالب است بدانید در آمریکا قانونی برای شبکه‌های ماهواره‌ای وجود دارد با این مضمون که اگر شبکه‌ای کوچک‌ترین توهینی به مقدسات یک فرقهٔ مذهبی یا فکری یا اجتماعی بکند آن شبکه تعطیل می‌شود و مجوزش باطل خواهد شد. حال این سوال برای خود من پیش می‌آید که چرا شبکهٔ موسوم به اهل بیت که تماما توهین است بسته نمی‌شود؟ جز مخالفت این شبکه با دولت جمهوری اسلامی و ایجاد اختلاف بین فرق اسلامی علتی دارد؟ 

اعتقادات مبتنی بر تفکرات انجمن حجتیه 

اعتقادات و حرفهای ایشان شدیدا منطبق بر تفکر حجتیه است، او از افرادی است که معتقداست هیچ کاری نباید انجام داد فقط منتظر باشیم تا خدا هر زمان خواست امام زمان را بفرستد.  این شبکه مروج قمه‌زنی است و می‌گوید به عشق امام حسین (علیه السلام) همه کاری باید کرد…. 
هدف این جریان سوق دادن تشیع به سمت حجتیه است تا به اهل سنت فحش بدهد و یا حتی حکم قتل برادران اهل سنت را صادر کند. در حال حاضر هم توهین به اهل سنت از جانب ایشان کم نیست. و از این طریق میان برادران شیعه و سنی ایجاد تفرقه می‌کند. 

شبکه اهل بیت «کاخ سفید»! 
چندی پیش حجت‌الاسلام نبوی معاون تبلیغات حوزه علمیه قم طی نشستی از گردآوری اسنادی مبنی بر حضور آمریکایی‌ها در پشت پرده این شبکه ماهواره‌ای خبر داد و گفت: «هدف این شبکه که به نام دفاع از شیعه و گسترش علوم اهل بیت‌ (ع) راه اندازی شده است بد جلوه دادن شیعه بود.» 

با بروز حساسیت در خصوص این شبکه، دادگاه ویژه روحانیت در قم، حکم پلمپ دفتر این شبکه را صادر کرد. عوامل این شبکه در ادامه تحرکات خود، ضمن جسارت به علمای اسلام و نیز مقام معظم رهبری و ولایت فقیه، مدعی شداند رویکرد نظام حمایت از اهل سنت و قصد تضعیف مکتب اهل بیت (س) است! عوامل انجمن حجتیه نیز با انتقاد از آنچه آزادی عمل اهل سنت در ایران نامید، از ضرورت حمایت از شبکه اهل بیت سخن گفته‌اند.


شبکه سلام؛ 
از اسلام منهای سیاست تا سیاست منهای اسلام




چند سال قبل که اولین نوشته‌ها درباره شبکه سلام منتشر می‌شد، کمتر کسی خطر اسلام آمریکایی را که در لباس تبلیغ شیعه خود را میان شیعیان رسوخ داده بود، جدی می‌گرفت. اما امروز با پیوند خوردن این شبکه با جریانات سیاسی و ضدامنیتی امروز کمتر کسی از این موضوع بی‌خبر است که شبکه سلام در خدمت سیاست‌های استعماری ضداسلامی در حال فعالیت است. به خصوص این روزها که مدعیان جدایی دین از سیاست در امور سیاسی وارد شده و در مخالفت با جمهوری اسلامی تمام قد ایستاده‌اند. 

مدیر شبکه سلام به به راه انداختن تشکیلاتی با عنوان «جمعیت روحانیون سنتی ایران معاصر» بیانیه‌های آتشینی در حمایت از آشوب در کشور صادر کرده است که از جمله آنها می‌توان حمایت از آشوب ۲۵ بهمن سال گذشته را نام برد. 

منابع مالی که آشکار نمی‌شوند… 

در حالی که هر روز اخبار تازه‌تری از اعمال محدودیت برای انتقال وجوه ایرانیان در سراسر دنیا منتشر می‌شود، اما شبکه سلام شماره حساب‌های بیشتری را در کشورهای آلمان، آمریکا، استرالیا، دوبی و… معرفی می‌کند تا عنوان کند که کمک‌های مالی بیشتری را از مخاطبان جمع‌آوری کرده است. 

مرجان حسینی کارشناس ارتباطات می‌نویسد: «برنامه‌های شبکه سلام از راه ماهواره هات‌برد پخش می‌شود که ماهانه، مبلغ درخور توجهی را برای اجاره از مالکان شبکه‌ها دریافت می‌کند. با در نظر گرفتن سایر هزینه‌های راه‌اندازی و اداره شبکه ماهواره‌ای که تمام قاره‌ها را زیر پوشش قرار می‌دهد و تبلیغات بازرگانی محدودی دارد، سلام باید منابع مالی گسترده‌ای داشته باشد. مدیران این شبکه در مورد تأمین هزینه‌های آن توضیحات شفافی ارائه نداده‌اند.» 

مدیر بخش مانیتوریگ صدا و سیما در گفتگو با همشهری ماه می‌گوید: «شما می‌توانید از میزان آگهی‌های این شبکه‌ها به راحتی به این مساله دست پیدا کنید چون اغلب این شبکه‌ها آگهی پخش نمی‌کنند در حالیکه برای گرفتن یک پهنای باند خیلی معمولی روی ماهواره هاتبرد هر ماه باید ۲۸ هزار دلار پرداخت کنند با هزینه‌های آپ لینگ به ماهانه ۶۰ هزار دلار بالغ می‌شود. این هزینه فقط برای ارسال برنامه به ماهواره و از ماهواره به زمین است. حال اگر حقوق و دستمزد را اضافه کنید… این شبکه‌ها که آگهی ندارند از کجا این هزینه را تامین می‌کنند؟ این مساله مدرک محکمی برای وابستگی این شبکه‌ها به دلارهای سیاه آمریکا است. زیرا در زمانی که از بی‌پولی رنج می‌برند، کیفیت این شبکه‌ها هر روز ارتقا می‌یابد، مرتب شبکه اضافه می‌کنند و مرتب دامنهٔ دریافت شبکه‌هاشان افزایش پیدا می‌کند.» 

وی همچنین می‌گوید: «این شبکه‌ها باید به این سوال پاسخ بدهند که این پول را از کجا می‌آورند که اغلب پاسخ شنیده می‌شود که از کمک‌های مردمی تامین می‌شود. این افراد خیلی ساده دست خود را رو می‌کنند، چون به راحتی قابل اثبات است که دلارهای آمریکا این افراد و این شبکه‌ها را تامین می‌کند. یکی از نشانه‌هایی که این شبکه‌ها از سوی آمریکا حمایت می‌شود این است که برطبق قوانین ماهواره‌ها اگر شبکه‌ای اختلاف افکنی مذهبی انجام دهد و یا به مذاهب رسمی توهینی روا دارد، محکوم شده و بلافاصله از روی ماهواره قطع می‌شود، اما این شبکه‌ها به رغم فعالیت‌های مخدوش و اختلاف افکنانه اشان، همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند.» 

تلاش برای ماستمالی 
مدتی پیش نیز مرتبطان شبکه ماهواره‌ای سلام وابسته به انجمن حجتیه برای افزایش مقبولیت این شبکه به مدیران آن توصیه کرده‌اند که از مراجع سنتی و نه سیاسی تاییدیه دریافت کنند، زیرا در جامعه مطرح است که شبکه مورد تایید مراجع نیست. این عناصر قصد دارند برای پیشبرد برنامه‌های خود از اسم مراجع و روحانیون مشهور بهره برداری کرده تا در فعالیت‌های خود در سطح کشور با مشکلات و موانع کمتری مواجه شوند. 

در سال‌های اخیر این شبکه و مسئولان آن تلاش بسیار زیادی کردند تا موضوع قمه‌زنی را به عنوان یکی از سنت‌های اسلامی معرفی کنند و این موضوع مورد استقبال دشمنان واقع شد. در یکی از این برنامه‌ها، محمد هدایتی مدیر شبکه سلام و از کارشناسان دینی صدای آمریکا افزود: با نگاهی بر آیات قرآن می بینیم که ریشه قمه زنی در قرآن آمده است . این روحانی نما با تحریف آیاتی از کلام الله مجید تمام تلاش خود را برای تطبیق دادن موضوع قمه زنی با آیات قرآن به کار گرفت. 

بیان این مسئله آنقدر سطحی بود که صدای کارشناس دیگر این برنامه را نیز درآورد. مهدی خلجی که با عنوان کارشناس امورد دینی در این برنامه حضور داشت نتوانست سکوت خود را در برابر سخنان بی مبنای روحانی واشنگتنی حفظ کند و بیان کرد: سخنان آقای هدایتی غلط می باشد و به نوعی تحریف قرآن است. 

در ادامه این برنامه با معرفی قمه زنی به عنوان سنت قدیمی شیعیان، قمه زنی را عامل گسترش روحیه شجاعت و ایثار و فداکاری عنوان نمودند و اعلام داشتند که به همین منظور قمه زنی در آمریکا آزاد می باشد و شیعیان به راحتی می توانند در خیابان های آمریکا به عزاداری و قمه زنی بپردازند. 

ارتباط شبکه‌های مذهبی فارسی با سران ستاد ارتش آمریکا 
مهدی شریفی رئیس مرکز مونیتورینگ صدا و سیما در گفت‌وگویی با طرح این سئوال که شبکه‌های مذهبی با ادعای دغدغه دین چه نسبتی با سران ستاد ارتش آمریکا داشته و چگونه هزینه سنگین فنی را تامین می‌کند، گفت که این شبکه‌ها‌‌ همان شبکه‌های بزمی هستند که لباس خود را عوض کردند و صدایی که از درون آن خارج می‌شود نعره شیطان است که در صدد جاانداختن اسلام آمریکایی و اسلام بدون جهاد و مرجعیت است. 

به گفته وی برخی از این شبکه‌ها با جریان انجمن حجتیه در ارتباط هستند و این نکته‌ای است که مردم هوشمند ما نباید از آن غفلت کنند و باید به آموزه‌های صحیحی که از طریق نهادهای فرهنگی و مذهبی و مراجع محترم تقلید ارائه می‌شود، اجرا کنند. 

این مسوول همچنان تاکید کرد: چون برخی از این شبکه‌ها ارتباطات خیلی گسترده‌ای با انجمن منحط حجتیه دارند البته نفوذ آن‌ها در مساجد با بهره گیری از جوانان ناآگاه، قدرتی در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد که نه از روی اعتقاد بلکه از سر ندانستن با این شبکه‌ها همکاری می‌کنند بنابراین یک نوع بدهکاری فرهنگی بین این افراد با این شبکه‌ها شکل می‌گیرد چون از افراد مذهبی به شنیده‌ام، که این شبکه‌ها، شبکه‌های خوبی هستند، چون مراسم مساجد ما را در آنتن ماهواره نشان می‌دهد! 

سیاستی که جدا از دیانت نیست! 
جستجوی نام حجت الاسلام محمد هدایتی در گوگل، شما را با مجموعه‌ای از مطالب مواجه می‌کند. بخش ویدیو‌ها البته پربار است. سخنان این روحانی در شبکه‌های ماهواره‌ای سیاسی بسیار زیاد است. وی پس از انتخابات ۸۸ از فتنه و آشوب در کشور حمایت کرد و مواضع خصمانه خود علیه جمهوری اسلامی را شدت بخشید. 

شبکه سلام بار‌ها بر جدایی دین از سیاست تاکید کرده است و البته بار‌ها با سیاسی‌کاری سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی و سالگرد انقلاب اسلامی را مورد غفلت و بی‌توجهی قرار داده بود. از دیگر مشخصه‌های سیاسی این شبکه توجه دادن به مراجع تقلیدی است که در تقابل با انقلاب اسلامی و اسلام ناب حرکت می‌کنند. 

ایجاد اختلافات مذهبی و توهین به اهل سنت نیز از برنامه‌های مرسوم این شبکه بوده و هست.


شبکه فدک؛ 
تشیع با روایت توهین به اهل تسنن



انگلیسی‌ها برای شیعه دوازده امامی هم یک طلبه خوش بر و رو، و خوش پوش تدارک دیده‌اند تا در لندن حسینیه و شبکه تلویزیونی و حوزه علمیه داشته باشد و منبر برود و بشود سینه چاک شیعیان و دشمن درجه یک وهابیت. 

«یاسر یحیی عبدالله الحبیب» مدیر این شبکه متولد ۱۹۷۷ میلادی (۱۳۵۵شمسی) و فارغ‌التّحصیل رشته علوم سیاسی از دانشگاه کویت، فقط بیست و پنج سال داشت و تنها سه سال از از راهاندازی «هیئت خدّام‌المهدی» در کویت می‌گذشت که تندروی‌هایش، دولت کویت را مجبور کرد هیئت را پلمپ و او را روانه زندان کند. 

اما این جوان جسور چشم انگلیسی‌ها را گرفته بود؛ پس سریع به سوژه مورد نظر سازمان‌های حقوق بشری انگلیس و آمریکا تبدیل شد. حتما خود مقامات کویتی هم متعجب شده بودند که این سازمان‌ها چرا بین این‌همه زندانی و شکنجه‌شده گیر داده‌اند به این روحانی جوان، اما ترجیح دادند سری را که درد نمی‌کند دستمال نبندند و بیش از سه ماه او را در حبس نگه ندارند. 

شیخ جوان از زندان کویت آزاد و با انگلیسی‌ها رفیق شد. نشان به آن نشان که پناهندگی بریتانیا گرفت و عازم شمال این کشور شد. تنها دو سال وقت کافی بود تا او ساکن لندن شده و حیطه فعّالیت‌های خود را به شدّت گسترش دهد. روزنامه‌ای با نام shianewspaper منتشر کند، حوزه علمیه «امامین عسکریین» را در لندن به راه اندازد، شبکه ماهواره‌ای «فدک» را نیز با حمایت انگلیسی‌ها تأسیس کند و در سال ۲۰۱۰ نیز مکان هیئتش در لندن را به حسینیه‌ای بزرگ به نام «حسینیه سیّدالشّهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه، هیئت، دفتر کار، مؤسّسه رسانه‌ای، شبکه ماهواره‌ای فدک، روزنامه شیعه و پایگاه اطلاع­‌رسانی اینترنتی قرار دهد. 

شیخ جوان کویتی حالا سی و شش سال دارد و از فراز منبری در لندن و با استفاده از تریبون‌هایی که دولت انگلیس در اختیارش قرار داده است، دارد صدای شیعه را به گوش جهانیان می‌رساند. شما به چیزی شک نمی‌کنید؟! 

آتشی که سنی‌ها را نشانه رفت ولی به دامن شیعه نشست 

برای اینکه کمی قضیه روشن‌تر شود و دلیل این حمایت‌ها را به وضوح دریابیم، کافی است سه سال برگردیم عقب؛ به رمضان المبارک ۱۴۳۱ قمری. شیخ انگلیسی در هفدهم ماه مبارک و در سالروز وفات عایشه همسر پیامبر اکرم(ص) مجلسی در حسینیه خود در لندن تشکیل داد و از فراز منبر جملات رکیک و نسبت‌های وقیحانه‌ای متوجه او کرد. 

او پس از ذکر ادلّه خویش برای اثبات نفاق و هرزه‌گی و … درمورد همسر پیامبر اسلام!، سخن خود را با این توصیه استراتژیک! به پایان رسانید که: «جشن گرفتن به مناسبت هلاک عایشه، ضرورتی دینی است؛ چه اینکه روز هلاکت عایشه، پیروزی اسلامی عظیمی به شمار می‌رود.» سایت وی نیز با افتخار تمام در این‌باره گزارش م‌یدهد: «لازم به ذکر است که شبکه ماهواره‌ای "فدک” این جشن مبارک و وقایع آن را پوشش داده و پخش نمود. ضمن اینکه در بالای صفحه شبکه نیز شعار "الله اکبر … عایشه فی النّار” برای اوّلین بار در تاریخ شبکه‌های تلویزیونی قرار داده شد! و در فواصل مختلف برنامه، سرودهایی به مناسبت و شادی از هلاکت رأس الکفر عایشه و شکر نعمت برائت از او، پخش گردید» 

آخوند انگلیسی یاسر الحبیب 
این کار در حالی انجام شد که اقدام قبلی او در انتشار کتابی سراسر توهین به عایشه که تلاش داشت هرزگی او را ثابت کند، قبلا واکنش‌های شدیدی علیه شیعیان به همراه آورده بود. 

اقدام جدید او هم کاملاً علیه شیعیان تمام شد. «شیخ عبدالعزیز آل‏‌الشّیخ» مفتی اوّل سعودی چنین واکنش می‌دهد: «بعد از اسائه‏ ادب یاسر الحبیب به أم‏المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیّع در کشورهای عربی و اسلامی متوقّف شده است». وی در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: «سخنان یاسر الحبیب، روحانی‏ شیعه کویتی باعث شد تا بسیاری از اهل‌سنّت که تمایلی به تشیّع داشتند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند.» آل‏‌الشّیخ ادامه داد: «مُخبرین ما در کشورهای عربی به من اطلاع دادند عدّه زیادی از اهل‏‌سنّتی که شیعه شده بودند، به‌خصوص در شمال آفریقا، پس از گفته‏‌های یاسر الحبیب متوجّه شده‌‏اند که تشیّع، مذهبی باطل است و به مذهب حقّ برگشته‌‏اند.» 

وی سپس به کنایه اضافه کرد: «شیعیان که خود را پشت دیوار مظلوم‏‌نمایی و شهادت پنهان کرده بودند، دست‌شان رو شده و مشخّص گردید که این‌ها قومی خبیث هستند. سخنان الحبیب، نعمت و عنایتی از سوی خداوند بود تا باطن واقعی ‏شیعیان روشن شود». 

اما سخنان مشکوک شیخ، مشکلات بسیاری برای شیعیان کویت و عربستان نیز به بار آورد. علمای شیعه‏ این دو کشور ـاز جمله «شیخ عَمری»، «شیخ حسین معتوق»، «شیخ حسن صفّار»، «شیخ علی آل‏محسن»، «شیخ عبدالجلیل السمین»، «شیخ نمر» و «سیّدهاشم السلمان»ـ مواضع سختی در برابر وی گرفته و او را از خود طرد کردند. 

واکنش‌هایی که در جهان اسلام اتفاق افتاد نشان می‌داد حمایت‌های انگلیس به بار نشسته است و جاسوس‌های بریتانیایی در انتخاب شیخ کویتی در زندان‌های کویت اشتباه نکرده بودند. اینبار هم سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن داشت جواب می‌داد. مخصوصا که شیخ سال بعد هم این برنامه را تکرار کرد. 

آبی بر آتش 

سخنان شیخ شهرت طلب حسابی آب به آسیاب وهابیت ریخته بود و مخالف علمای تراز اول شیعه نتوانسته بود به اندازه کافی از تبعات این اقدام کم کند و همچنان قیام‌های منطقه‌ای و نزاع‌های بین‌المذهبی به اولویت اوّل موضعگیری‌ها بدل شده بود. 

تا اینکه این دست موضعگیری‌ها که باعث ورود فشارهای فراوان به شیعیان عرب نیز شده بود، جمعی از علماء و فرهیختگان شیعه منطقه احساء عربستان را بر آن داشت تا استفتائی را خدمت مقام معظم رهبری ارسال کنند. پاسخ معظم له آبی بود بر آتش: 

«اهانت به نمادهای برادران اهل‌سنّت از جمله اتّهام‌زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع، شامل زنان همه پیامبران و بهویژه سیّدالانبیاء پیامبر اعظم -حضرت محمّد صلّی‌الله‌علیه‌وآله– می‌شود.» فتوایی که از شبکه ماهوارهای "الجزیره” گرفته تا روزنامه "الانباء” کویت، سایت پرمخاطب "محیط”، روزنامه­‌های "السّفیر” لبنان و "الحیات” چاپ لندن و سایت رادیو تلویزیون مصر و … به انعکاس درآمد و مورد تحلیل قرار گرفت. 

حتّی احمد الطّیب، شیخ الازهر در بیانیه‌ای رسمی، اینچنین به فتوای رهبر حکیم انقلاب، واکنش نشان داد: 

«با تمجید و خرسندی، فتوای مبارک حضرت امام علی خامنه‌ای را در خصوص تحریم اهانت به صحابه رضوان­‌الله‌علیهم یا تعرّض به همسران حضرت رسول(ص) دریافت کردم. این فتوایی است که با دانش صحیح و درک عمیق از خطرناکی آنچه که اهل فتنه انجام می‌دهند، صادر شده و بیانگر علاقه و اشتیاق به وحدت مسلمانان است. آنچه که باعث م‌یشود بر اهمیت این فتوا افزوده شود، آن است که عالمی از علمای بزرگ مسلمان و از بزرگترین مراجع شیعه و به‌عنوان رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران، چنین فتوایی را صادر کرده است. من از جایگاه علم و با توجّه به مسئولیت شرعی‌ای که دارم، می‌گویم تلاش برای وحدت مسلمانان، واجب است و اختلاف بین پیروان مذاهب اسلامی باید به اختلاف نظر بین علما و صاحبنظران محدود بماند و به وحدت امّت اسلامی، لطمه نزند که خداوند فرموده است: "ولا تَنازعوا فتَفشلوا و تَذهب ریحکم و اصبروا إنّ الله مع الصّابرین.» 

هرچند که در این میان، واکنش شبکه‌های رسانه‌ای وهّابیت مانند "العربیه” معلوم بود: سانسور و سکوت!

  • تریبون


لینک ثابت

موضوع : آخرالزمان / فرقه های ضاله




یکشنبه 11 اسفند 1392 13:34 | نویسنده : sabeghoon
این روزها مقوله سیاست در بازی های رایانه ای جایگاه ویژه ای پیدا کرده و به سوژه ای مهم و پرطرفدار در این صنعت تبدیل شده است. از همین روست که هر سال شاهد ساخت و عرضه تعداد زیادی بازی با ضممون سیاست هستیم. بازسازی بخش هایی از جنگ جهانی، طراحی جنگ های احتمالی و آینده نگر، حمله به یک کشور خاص، تولید بازی های پروپاگاندا و تبلیغاتی و یا تحریف تاریخی سیاسی یک کشور، تنها بخش کوچکی از صدها سوژه ای هستند که این روزها در صنعت بازی های رایانه ای به وفور به آن ها پرداخته می شوند. اما در این بین بازی هایی که تحت لیسانس "تام کلنسی" تولید و عرضه می شوند نسبت به سایر بازی های هم سبک خود از شاخصه های ویژه ای برخوردار هستند. بازی هایی که بیشتر تمرکز آن ها بر داستان های نظامی- سیاسی با دیدگاه آینده محور است و در این بین نگاه ویژه کلنسی به منطقه خاورمیانه و به تازگی کشور ایران، جای تامل دارد. حال ببینیم که تام کلنسی کیست و در این صنعت از چه جایگاهی برخوردار است؟
 

پارادوکس های آمریکایی /  تحلیل بازی Splinter cell blacklist +تصاویر

 

معمولا در دنیای مجازی درمورد شخصیت تام کلنسی دیدگاه های متفاوتی وجود دارند، اما اکثر این دیدگاه ها به بعد داستان نویسی و خلق آثار هنری وی محدود می شوند و کمتر به بعد سیاسی زندگی وی و تاثیرات آثار او بر مقوله سیاست بین المللی پرداخته شده است. 
 
 
تام کلنسی کیست؟
 
Tom-Clancy-2
 
توماس لئو کلنسی (Thomas Leo Clancy Jr)، در 12 آپریل سال 1947 در بالتیمور دیده به جهان گشود. 
 
وی در سال 1969 در رشته ادبیات انگلیسی از کالج سلطنتی بالتیمور فارغ التحصیل شد و به عنوان کارگزار بیمه در مریلند مشغول به کار گشت. علاقه شدید او به نگارش رمان، باعث شد تا وی در سال 1984 اولین اثر خود با عنوان The Hunt For Red October که به ماجرای حمله ناموفق یک ناو شوروی سابق به کشور سوئد اشاره می کرد را منتشر سازد. بدین ترتیب تام کلنسی به طور رسمی نام خود را به عنوان نویسنده رمان های نظامی، جاسوسی و تکنولوژیک مدرن (جنگ های مدرن) مطرح ساخت. 
 
تام کلنسی یکی از سه نویسنده ای است که در سال 1990، 2 میلیون نسخه از کتابش در اولین چاپ به فروش رفته است. کتاب Clear And Present Danger وی توانست 1,625,544 نسخه به فروش برسد و عنوان پرفروش ترین رمان دهه 80 را از آن خود کند. وی همچنین در سال 1990 به دلیل دستاوردهای ادبی خود،  موفق به دریافت جایزه Alfred Thayer Mahan از انجمن نیروی دریایی ایلات متحده آمریکا شد.
 
پس از کسب موفقیت های پیاپی کلنسی در خلق رمان های نظامی پرجزئیات و دقیق، وی بارها از سوی مقامات پنتاگون به عنوان مشاور ملی فضایی و همچنین مشاور بخش سیاست خارجی دعوت به همکاری شد. وی همچنین یکی از سهامداران بزرگ شرکت های ساخت و تولید سلاح در آمریکا است و طی جنگ های ایالات متحده با عراق و افغانستان توانست سود زیادی کسب نماید.
 
National Rifle Association
 
وی همچنین از سال 1978 عضو ثابت انجمن ملی سلاح ایالات متحده است. انجمن ملی سلاح (National Rifle Association)‏ سازمانی آمریکایی برای ترویج مالکیت سلاح‌های گرم و آموزش نحوه استفاده از آن در آمریکاست.
 
پیشگویی کلنسی در یکی از رمانهایش درمورد نابودی برج های تجارت جهانی توسط یک هواپیمای 474 ربوده شده انتحاری، از او چهره ای متفاوت به دنیا معرفی نمود و باعث شد تا موقعیت او در بخش امنیت ملی ایالات متحده آمریکا تثبیت شده و تئوری های او درمورد جنگ های احتمالی بیش از پیش مورد توجه سردمداران کاخ سفید قرار گیرد. 
 
Tom-Clancy
 
مهارت تام کلنسی در خلق داستان های نظامی پرجزئیات و گه گاه پیشگویانه وی!!! باعث شد تا روئسای کمپانی هالیوود هم به سراغ آثار وی رفته و فیلم های زیادی بر اساس آن ها تولید نمایند.  
 
اما جذابیت و تاثیرگذاری صنعت بازی های رایانه ای بود که کلنسی را جذب خود کرد و باعث شد تا وی در سال 1996 استودیوی بازی سازی خود به نام Red Storm Entertainment را تاسیس نماید. بعدها کمپانی یوبی سافت (Ubisoft) استودیوی RS را خریداری نمود و تمام حقوق استفاده از نام تام کلنسی را برای مدت زمانی نامعلوم خریداری کرد و ساخت بازی بر اساس داستان های کلنسی را ادامه داد. البته به درستی مشخص نیست که کلنسی تا چه حد در ساخت این بازی ها سهیم بوده است، اما به نظر می رسد که در مقام مشاوره در نگارش داستان بیشتر بازی ها شرکت داشته است. 
 
 
از مهم‌ترین بازی هایی که تحت نام تام کلنسی تاکنون منتشر شده اند می توان به موارد زیر اشاره کرد:
 
Rainbow six Series، Ghost Recon Series، H.A.W.X ،End War ،The Sum Of All Fears ،Shadow Watch ، Splinter Cell Series و...
 
 
 
در این بین سری بازی هایSplinter Cell  یکی از محبوب ترین و بزرگترین بازی های ساخت شرکت یوبی سافت به شمار می روند که در ابتدا بر اساس طرحی از تام کلنسی ساخته شدند. میزان محبوبیت این اثر تا حدی بالا گرفت که بعدها سری رمان‌هایی نیز بر اساس آن نوشته شدند. اما نکته قابل ذکر درمورد میزان محبوبیت این سری بازی در این است که دو رمان ابتدای این اثر را ریموند بنسون (Raymond Benson)، خالق سری داستان های جیمزباند به رشته تحریر درآورد. 
 
raymond-benson
 
حال ببینیم که اسپلینترسل به چه معنی است و چرا تا به این حد در میان کاربران محبوب شده است؟
 
 
 
اسپرینتر سل:
 
کلمه اسپلینتر سل درواقع نام رمزی یک برنامه آموزشی فوق سری در بخش عملیات ویژه سازمان Third Echelon، و یکی از زیرشاخه های سازمان امنیت ملی آمریکا (NSA) بود. همچنین از این نام به عنوان اسم رمزی برای مامورینی که تحت آموزش های خاص، به انجام عملیات هایی فردی می پرداختند نیز استفاده می شد. 
 
در این برنامه، با کمک تکنولوژی های فوق پیشرفته و تکنیک های خاص جاسوسی، سربازانی ویژه آموزش داده می شدند که می توانستند برای بدست آوردن اطلاعات و انجام عملیات، به خطرناک ترین مکان های دنیا اعزام شوند. هنگامی که بدست آوردن اطلاعات حیاتی وابسطه به امنیت ملی از راه های مرسوم امکان پذیر نبود، به مامورین عضو اسپلینتر سل اجازه داده می شد که خارج از چارچوب های موسوم وارد عملیات شده و اقدام به جمع آوری اطلاعات نمایند. 
 
در این بین سم فیشر، نخستین ماموری بود که برای آزمایش این برنامه انتخاب شد. پس از برنامه اسپلینترسل، برنامه دیگری نیز درون NSA به اجرا درآمد که به Shadow net معروف شد.
 
 
Sam-Fisher
 
 
سم فیشر کیست؟
 
ناوسروان (Fisher " Sam"Samuel)، عضو سابق سازمان Third Echelon، شاخه ای سری از سازمان امنیت ملی آمریکا (NSA) است. او اولین سربازی بود که توسط TE به عنوان مامور اجرایی در برنامه اسپلینترسل استخدام شد. فیشر استاد استفاده از سیستم مبارزاتی "کراوماگا" و مخفی کاری است و آموزش های بسیاری برای نفوذ و جاسوسی دیده است و اطلاعات زیادی درمورد مهارت های جنگی، مواد منفجره و تقریبا هر چیزی که بشود از آن به عنوان سلاح استفاده کرد، دارد. 
 
در سال 1989، فیشر جزو مامورانی بود که در پاناما طی عملیاتی به نام Just Cuase به بانکی با هدف پیدا کردن پول حاصل از معاملات مواد مخدر نیجریه، حمله کردند. سپس یک سال بعد را در خندق هایی بین بغداد و کویت گذراند. در این زمان همچنان که رهبری نیروی دریایی را بر عهده داشت، در عملیات های Desert Storm و جنگ های خلیج فارس نیز شرکت کرد. این رویدادها در کنار آموزش هایی که فیشر در طول این مدت دیده بود، نقش به سزایی در انتخاب او برای رهبری برنامه Splinter Cellـ Third Echelon داشت، جایی که کلنل ایروینگ لمبرت (Irving Lambert)- یک افسر عالی رتبه در سازمان NSA - فیشر را متقاعد کرد که به صحنه بازگردد و نقش مامور اجرایی را بازی کند. 
 
 
 
کمی بیشتر درمورد کراوماگا بدانیم: 
 
گفتیم که سم استاد استفاده از فنون کراوماگا است. حال ببینیم که کراومگا چیست و از طریق آشنایی با آن چگونه می توان به هویت واقعی سم فیشر پی برد؟
 
کراوماگا (Krav Maga) سیستم مبارزاتی است که اسرائیلی‌ها به عنوان پایه‌گذار و مروج آن، برای توسعه‌اش هزینه و انرژی فراوانی را پرداخت کرده‌اند. کراوماگا عبارتی عبری، به مفهوم "مبارزه همراه با تماس"، مشتمل بر یک سیستم دفاع شخصی و جنگ تن به تن است و وسعت قابل توجهی دارد. گفته می‏شود بر پایه ۲۴ تاکتیک اصلی و ۴۰۰ تکنیک و تاکتیک فرعی شکل گرفته است.
 
این سیستم توسط ایمی اسده ار (Imi Sde-Or) یک یهودی از اسلواکی ابداع و سپس توسط "لمی لشینفیلد" ابتدا برای نیروهای پلیس و ارتش اسرائیل و در سطح پیشرفته برای نیروهای امنیتی این رژیم از جمله بخشی از نیروهای سازمان اطلاعاتی خارجی اسرائیل (Mossad seal) به کار گرفته شد. البته فراگیری این رشته در حوزه امنیتی اسرائیل با ورود "مئیر داگان" به دفتر موساد در تل آویو و کسب عنوان دهمین رئیس موساد از سال ۲۰۰۲، افزایش یافت و به نظر می رسد موساد در قالب این رشته حتی بهره‌برداری‌های اطلاعاتی نیز انجام می‌دهد. 
 
با توجه به صحبت های ارایه شده در بالا کاملا واضح است که سم فیشر یکی از اعضای ارتش اسرائیل است که در ارتش آمریکا به عنوان نیروی پوششی مشغول به کار است. نام او (ساموئل) هم تاییدی بر این موضوع است. 
 
 
 
هالیوود در خدمت ورزش اول اسرائیل
 
یکی از مهم ترین دلایل توسعه روزافزون این رشته که ضروری است جداگانه به آن پرداخته شود، حمایت بی‌حد و حصر هالیوود از این رشته است، به گونه ای که در شرایطی که روزگاری تکنیک‌های رشته های رزمی آسیای شرقی همچون کونگ‌فو، معیار طراحی صحنه های ورزشی بود، امروزه کرواماگا از این فرصت بهره برده و کم‌کم جای این رشته ها را می‌گیرد. 
 
در فیلم‌های بت من، فرشتگان چارلی و چند فیلم مشهور هالیوودی از تکنیک های این رشته بهره گرفته شده که سایت های این رشته برای تبلیغ آن، به این فیلم‌ها نیز اشاره می کنند و بر محبوبیت و مقبولیت خود نزد عوام می‌افزایند.
 
درواقع هالیوود یکی از بزرگ‌ترین خدمت گذاران ورزش اول اسرائیل است، که باعث رشد این رشته شده و این مسئله یک دغدغه اساسی است و بسیاری از هواداران این رشته‌ها به عشق آن شخصیت های هالیوود و بدون کوچک ترین پیش‌زمینه‌ای به این رشته‌ها می‌پردازند.
 
Untitled-1
 
صدور فرهنگ صهیون در سایه ورزش
 
آنچه مسلم است، در ساختار این رشته نمادهای یهودیت افراطی که عموماً در قالب فرهنگ صهیون می‌گنجد، به کرات مشاهده می‌شود و درواقع اسرائیلی‌ها به خوبی از ظرفیت بالقوه ورزش برای انتقال فرهنگ و عقاید خود به سایر ملل و اقوام استفاده برده و در این قالب، بسیاری از تفکراتی که یک فرد به شدت مخالف آن ها بوده و در حالت طبیعی حاضر به پذیرش نیست را به آن شخص می‌قبولانند. 
 
درواقع اسرائیل با تکیه بر کراوماگا، فرهنگ اسرائیل را به سهولت صادر می کند و ورزشکاران این رشته نیز با پیگیری برنامه‌هایی که برای این رشته در نظر گرفته شده، عملاً از این فرهنگ و دیدگاه‌ها پیروی می کنند.
 
نمادها، علامت‌ها و نشان‌های یهودی موجود در ابزار و پوشش‌های این رشته، الفاظ عبری که در ادبیات فنی و تخصصی این رشته بکار گرفته می‌شود، تماماً سبب‌ساز گرایش ورزشکاران این رشته به سمت اسرائیل و درآمیخته شدن با این رژیم اشغالگر می‌سازد که حس دفاع این اشخاص از کشورشان و مقابله با اسرائیل را کاهش می‌دهد.
 
به عنوان نمونه، ورزشکاری که این رشته می‌پردازد، عملاً باید الفاظ یهودی که برای تکنیک‌های این رشته بکار گرفته می‌شود را حفظ و بکار گیرد و به همین دلیل مجبور است با زبان عبری آشنایی پیدا کند، کما اینکه ووشوکاران، کارته‌کاها یا تکواندوکاران تا حدودی با الفاظ چینی، ژاپنی و کره‌ای و بعضاً با زبان این کشورها که مهد این رشته‌ها هستند، آشنایی می‌یابند. 
 
این موضوع، دغدغه رشد این رشته را در کشورهای مختلف علی‌الخصوص بلاد اسلامی افزایش می‌دهد و لزوم توجه بیش از پیش دولت‌های اسلامی برای جلوگیری از افزایش دامنه فعالیت این رشته را یادآور می شود. 
 
 
حال که با مقدمات لازم برای تحلیل بازی های تحت لیسانس نام تام کلنسی و به خصوص سری بازی های اسپلینتر سل و شخصیت سم فیشر آشنا شدید، در ادامه به تحلیل آخرین اثر ارایه شده در این باب می پردازم:
  
Splinter Black List
 
در سال 2012 نسخه ای از این بازی محبوب با عنوان لیست سیاه (Black List)  توسط شرکت یوبی سافت رونمایی شد که در آن سم فیشر یکبار دیگر به عضویت سازمان امنیتی (البته با ساختاری جدید) درآمده است و قصد دارد عملیاتی مهم و حیاتی را رهبری نماید. 
 
داستانی که در ابتدا معرفی شد از این قرار بود که:
 
شش ماه پس از حوادت بازی Conviction، در اثر حادثه ای یکبار دیگر پای سم فیشر به ماجرایی پیچیده باز می شود. گروهی از تروریست های خاورمیانه ای با انتشار لیستی از افراد بلندپایه اقتصادی و سیاسی کشور آمریکا به نام لیست سیاه (Black List)، قصد دارند تا تک تک آن ها را ترور نمایند. دلیل آن ها برای این کار وجود نیروهای اشغالگر آمریکا در کشورهای خاورمیانه و اشغال کشورهای مسلمان بیان شده است. 
 
خواسته آن ها این است که نیروهای آمریکایی هر چه زودتر خاک کشورهای آن ها را ترک نمایند. در این شرایط رییس جمهور آمریکا که به تازگی سازمان Third Echelon را به دلیل دسیسه ضد ریاست جمهوری و اقدامات تروریستی منحل کرده بود، دستور به تاسیس سازمانی سری و جدید به نام Fourth Echelon می دهد و سم را مامور رسیدگی به این ماجرا می کند.
 
Mirawa-3
 
در این دمو، شاهد بودیم که سم فیشر برای انجام عملیات وارد منطقه ای مرزی میان ایران و عراق می شود و در آنجا با نیروهای ایرانی (احتمالا سپاه قدس) درگیر می شود؛ ظاهرا در این بازی ایران عامل مهم این واقعه تروریستی معرفی می شد. طبق شواهد موجود قرار بود در این بازی هم سم فیشر به زبان فارسی صحبت کند و هم از منوهای فارسی استفاده شود. (شرح کامل این دمو را می توانید در اینجا مطالعه نمایید.)
 
اما پس از انتشار بازی، همه وقایع به گونه ای دگر رقم خورد و داستان بازی به دلایل نامعلومی دستخوش تغییرات اساسی شد. در ادامه به تحلیل و بررسی داستان جدید بازی خواهم پرداخت:
 
 
 
ماجرایی که از نو روایت شد!!
 
پس از ماجرای بازی Conviction، به دلیل نفوذ افراد خائن به سیستم امنیتی Third Echelon و اقدام علیه امنیت ملی آمریکا، رئیس جمهور پاتریشیا کالدول (Patricia Caldwell) اقدام به لغو این سازمان کرده و سازمان جدیدی با ضریب امنیتی بالاتر با عنوان Fourth Echelon را راه اندازی می کند. اما هنوز این سازمان آماده کار نشده بود که اتفاق غیرمنتظره ای رخ می دهد. گروهی متشکل از 12 تروریست خاورمیانه ای با نام رمزی مهندسین (The Engineers) با حمله به پایگاه نیروی هوایی آمریکا در جزیره گوام و نابودی آن، در پیامی ویدئویی رئیس جمهور را خطاب قرار داده و طی اولتیماتومی اعلام می دارند که این اقدام، اولین هشدار آن ها برای توجه دولت آمریکا به خواسته آن ها بوده است. طبق خواسته آن ها نیروهای آمریکایی باید هر چه زودتر خاک کشورهای اشغال شده (طبق ادعای بازی حدود دو سوم کشورهای جهان که آمریکا در آن ها پایگاه دارد) را ترک نمایند و درصورت عدم توجه به این خواسته، این گروه به ترتیب لیست سیاهی (Black List) که تهیه کرده اند اقدام به نابودی پایگاه ها و زیرساخت های مهم آمریکا خواهند کرد (در این لیست مختصات بخش هایی از خاک کشور آمریکا که قرار است مورد هجوم قرار گیرند ذکر شده است) 
 
در چنین شرایط بحرانی، سم فیشر از طرف رئیس جمهور به فرماندهی سازمانFourth Echelon منسوب شده و ماموریت می یابد تا ضمن نابودی اعضای کلیدی گروه تروریستی The Engineers، لیست سیاه را به دست آورده و از نابودی آن ها جلوگیری نماید. 
 
Kobin
 
سم بلافاصله وارد عمل شده و درحالی که تا حمله بعدی حدود 4 روز و 10 ساعت دیگر زمان باقی است، به منظور دستیابی به اسامی اعضای گروه تروریستی و به طبع کشف اسامی موجود در لیست سیاه، وارد بنغازی لیبی می شود. علت انتخاب این نقطه، حضور آندری کوبین (Andriy Kobin)، قاچاقچی و دلال سلاح (فردی که در ماجرای ساختگی مرگ دختر سم نقشی کلیدی داشت) و دستگیری او توسط اعضای گروه تروریستی (به جرم خیانت) است. 
 
Mirawa
 
طی عملیاتی ویژه، سم موفق به نجات کوبین می شود و او اعتراف می کند که 6 هفته پیش مقدار زیادی سلاح به گروهی به نام The Engineers فروخته، ولی از مقصود اصلی آن ها بی اطلاع بوده است. همچنین کوبین اعتراف می کند که پول این معامله از منطقه ای مرزی در عراق به نام "میراوا" (منطقه ای واقع در سلیمانیه) به حساب او واریز شده است. (شباهت منطقه مورد مناقشه (سلیمانیه) در این بازی با منطقه مورد مناقشه در بازی Battlefield 3 هم جای تامل دارد.)
 
سم و گروهش بلافاصله برای انجام عملیات وارد منطقه مرزی میراوا می شوند و در آنجا با نیروهایی مواجه می شوند که همگی به زبان فارسی گویش می کنند!! اینطور به نظر می رسد که ایرانی ها کنترل این منطقه را در دست دارند. 
 
Mirawa-2
 
نکته: در دمویی که ابتدا به نمایش درآمد، نیروهای مستقر در این منطقه ظاهری شبیه به سربازان ایرانی و یا نیروهای سپاه قدس داشتند و پرچم کردستان در سراسر این منطقه دیده می شد. سم برای به دست آوردن اطلاعات، خودش را به شکل سربازان ایرانی درآورده بود و حتی به فارسی هم گویش می کرد و برای به دست آوردن اطلاعات یکی از فرماندهان پایگاه را با خشونت تمام به قتل می رساند. 
 
اما نکته جالب در اینجاست که زمان عرضه بازی، نه خبری از سربازان ایرانی با ظاهر نیروهای سپاه بود، نه پرچم کردستان و نه فارسی صحبت کردن سم فیشر!!! حتی سم در مواجهه با سربازان فارسی زبان اظهار می دارد که فارسی متوجه نمی شود و در گوام کسی نبوده که فارسی صحبت کند و به او فارسی آموزش دهد!!!
 
از ظواهر امر اینطور استنباط می شود که در ابتدا قرار بود محوریت اصلی شرارت ها به ایران ارتباط داده شود، اما اوضاع حاکم بر منطقه و حتی احتمال بروز برخی تنش های سیاسی، باعث شدند تا داستان بازی تغییر کلی کرده و ایران از محوریت اصلی، به بخش فرعی داستان فرستاده شود. اقدامی نادر که در کمتر فیلم یا بازی رایانه ای شاهد آن هستیم! البته حذف محوریت اصلی داستان پس از نگارش کامل آن و تغییر در اصل ماهیتی روایت، موجب شده تا تمامی بخش های داستان، دومینو وار دچار آشفتگی شده و از انسجام منطقی چندانی برخوردار نباشند و بازی در روایت کلی،  بسیار سطحی جلوه نماید. 
 
Jadid-2
 
ادامه داستان:
 
سم وارد میراوا می شود و در آنجا جدید هایدوس (Jadid Haidos) را پیدا می کند. فردی عرب تبار که سابقا (پنج سال پیش) مامور MI-6 بوده ولی حالا به تروریست ها پیوسته و از اعضای The Engineers به شمار می رود. جدید موفق می شود پیش از رسیدن سم، حجم بالایی از اطلاعات را برای اعضای اصلی گروه ارسال نماید و سپس با شلیک گلوله به زندگی خود پایان دهد. 
 
Jadid
 
سم پس از تحقیق متوجه می شود که این اطلاعات برای فردی به نام مجید صادق (Majid Sadiq)، عضو سابق دیگر MI-6 و فرمانده گروه تروریستی The Engineers ارسال شده است (نکته مهم در این بخش تعداد اعضای گروه تروریستی (12 نفر) و نام رهبر این گروه (صادق) است. به نظر نمی رسد که انتخاب این عدد و این نام اتفاقی باشد و به طور حتم عمدی توهین آمیز در استفاده از آن ها وجود دارد)
 
MajidSadiq
 
از شواهد موجود (اطلاعاتی که سم به دست می آورد) مشخص می شود که قرار است حمله دوم تروریست ها به شیکاگو باشد. آن ها قصد دارند تا با آلوده کردن آب شرب شهر به ویروس سفلیس! دومین ضربه کاری خود را به آمریکا وارد نمایند. اما تیم عملیاتی به موقع موفق به خنثی کردن این عملیات می شوند. 
 
در ادامه ماجرا سم به دنبال یافتن شواهد بیشتر به پاراگوئه می رود و در آنجا موفق به دستگیری رضا نوری (Reza Nouri) می شود. رضا نوری، قاچاقچی بین المللی سلاح و تامین کننده تجهیزات جنگی برای گروه تروریستی The Engineers است و رابطه کاری نزدیکی با کوبین دارد.
 
پس از اولین حمله لیست سیاه، نام نوری مورد توجه Fourth Echelon قرار گرفت، اما به علت تغییر مکان های پی در پی، گروه موفق به دستگیری وی شد. حالا او در پاراگوئه توسط سم دستگیر می شود و برای محافظت از جان او (در مقابل مزدوران قاتل ایرانی!!) به زندان گوانتانامو منتقل می شود! در گوانتانامو، نوری اعتراف می کند که بخش مهمی از لیست سیاه به ترور شخصیت های عضو در سازمان Fourth Echelon و به طور خاص خود سم فیشر اختصاص دارد. 
 
سم به دنبال یافتن اعضای اصلی گروه تروریستی و لیست سیاه، ماموریت هایی را در لندن، تهران، فیلادلفیا، کوبا، مکزیک، لوئیزیانا، دنور و... انجام می دهد و سرانجام پس از کش مکش های بسیارموفق به نابودی گروه تروریستی و کشتن رئیس آن، مجید صادق می شود و از فاجعه ای عظیم جلوگیری می کند.  
 
Tehran
 
و اما نکته قابل تامل این داستان:
 
چرا سم تصمیم می گیرد به تهران بیاید و ایران چه نقشی در این ماجرا داشته است؟
 
برای پاسخ به این سوال ها بهتر است از دیالوگ های خود بازی کمک بگیریم:
 
 
 
زمانی که سم و گروهش تصمیم می گیرند وارد تهران شوند، اتفاقاتی درون پایگاه هوایی آن ها رخ می دهد که بررسی آن ها می تواند در جهت تحلیل اتفاقات موجود ما را یاری نماید. در ادامه به این موارد اشاره می کنم:
 
 
 
برنامه تلویزیونی:
 
TV: ایران نمی خواد درها رو باز کنه؟ آیا باید درها رو با لگد باز کرد؟ دروغ! همش دروغ! یکبار دیگه آمریکا در حال تجربه یک واقعه تروریستی است... 
 
 
 
نکته: ظاهرا این اخبار اولین زمینه ساز آمدن سم به ایران بوده است. زیرا با توجه به این برنامه، در شبکه های تلویزیونی آمریکا انگشت اتهام به سمت ایران گرفته شده بود و سم باید صحت یا سقم آن را برای مردم و دولت آمریکا مشخص نماید. درضمن باید توجه داشت تهدیدی که از سمت ایران متوجه آمریکا پنداشته می شد، تهدید شیمیایی و یا حمایت از حمله شیمیایی تروریستی است. حال این موضوع را با جنجال غرب علیه سوریه مقایسه کنید!!
 
 
 
پس از اتمام این برنامه خبری، مکالمه ای میان اعضای تیم Fourth Echelon شکل می گیرد و موضوع ایران و چگونگی عملکرد تیم در قبال آن مورد بررسی قرار می گیرد. به این دیالوگ ها توجه کنید:
 
 
 
چارلی: حالا ما باید چیکار کنیم؟
 
گریم: ما پرونده هایی در دست داریم. اما مدرکی وجود نداره که ثابت کنه ایران در این موضوع درگیر شده.
 
چارلی: به نظر میاد اون ها (دولتمردان آمریکایی) نگران جزئیات نیستند.
 
سم: اسناد جعلی هستند یا واقعی مهم نیست. کنگره خون می خواد و می تونه اونو تو ایران پیدا کنه. تقریبا جنگ حتمی است، مگر این که ما بتونیم راه حلی پیدا کنیم.
 
چارلی: منظورت اینه که هیچ کاری از دست ما ساخته نیست؟ 
 
گریم: نه، ما دستمون اونقدرها هم خالی نیست.
 
چارلی: منظورت سفارت قدیمیه آمریکاست که حالا پایگاه سپاه قدس شده؟
 
سم: این یه عملیات بلند پروازانه است.
 
چارلی: حالا ما باید به رئیس جمهور چی بگیم؟ این که ما در حال رفتن به ایرانیم... رئیس جمهور؟ این طرح شماست؟
 
گریم: این عملیات اون (رئیس جمهور) نیست. عملیات منه.
 
سم: گریم، ریسک این کار خیلی بالاست، حتی برای ما.
 
گریم: این تنها راهیه که میشه از بروز جنگ جلوگیری کرد.
 
چارلی: بله، یا این که جنگ جدید رو شروع کرد.
 
سم: ما به تهران می ریم. این عملیات باید سریع انجام بشه. اونقدر سریع که دولت ما حتی متوجه این موضوع هم نشه.
 
چارلی: فکر می کنم حالم بده.
 
سم: تمرکز کن چارلی. 
 
چارلی: تو می خوای این کار رو تنهایی انجام بدی؟
 
سم: راه رفتن به اونجا رو نشونم بده.
 
چارلی: این (ساختمان سپاه قدس) یکی از امنیتی ترین مکان ها روی کره زمینه. هیچ راهی برای ورود به اونجا وجود نداره.
 
 گریم: رفتن به اونجا بخش سخت ماموریت نیست. آسمان اونجا قابل نفوذه و میشه درونش رخنه کرد.
 
چارلی: ما باید به شکل فیزیکی اطلاعاتو بدست بیاریم؟
 
گریم: من همه چیز رو برات محیا می کنم.
 
چارلی: اما ما نمی تونیم...
 
گریم: ضعیف نباش، به پیش روی فکر کن چارلی.
 
Azadi-Stat-2
 
نکته: در اینجا دلیل ورود سم به تهران، نه دلیل خصمانه و متجاوزانه، بلکه دلیلی انسان دوستانه مطرح می شود. درواقع اینطور جلوه داده می شود که سم قصد دارد با ورود به تهران و جمع آوری اطلاعات لازم، عدم دخالت ایران در ماجرای لیست سیاه را ثابت کند تا از بروز جنگی خونین و کشتار مردم ایران جلوگیری نماید!! موضوعی که چرخشی 360 درجه ای نسبت به ماجرای اولیه بازی دارد. اما در اینجا نکات مهم دیگری نیز وجود دارند: موضوع اول در رابطه با ساختمان اصلی سپاه قدس ایران است. طبق صحبت های سم و افرادش، مکان سابق سفارت آمریکا حالا به پایگاه اصلی سپاه قدس تبدیل شده است!!!! این که چرا چنین ادعای ناشیانه ای از طرف سازندگان این بازی مطرح می شود هم خود جای تامل دارد! اگر در فیلم آرگو جاسوس آمریکایی وارد ایران می شود و گروگان ها را فراری می دهد، در این بازی هم جاسوس آمریکایی وارد ایران (بخوانید سفارت سابق آمریکا و امنیتی ترین نقطه جهان) می شود و اینبار اطلاعات فوق سری را می رباید! 
 
موضوع دوم درمورد ادعای وجود رخنه هوایی در آسمان مقر سپاه قدس است! در جایی مطرح می شود که این مقر امنیتی ترین مکان روی کره زمین است و در جای دیگر از وجود رخنه هوایی در آسمان آن صحبت به میان می آید. واقعا باید با این پارادوکس چه کرد؟
 
Azadi-Stat
 
ادامه داستان:
 
سم پس از بررسی تمام جوانب عملیات آماده ورود به تهران می شود. اما برای نفوذ به مقر سپاه قدس نیاز به همکاری فردی با نفوذ در ایران دارد. برای این منظور گریم سرداری (ژنرالی) به نام "علی روحانی" را به سم معرفی می کند. به این دیالوگ ها در زمان ملاقات سم و سردار روحانی توجه کنید:
 
Ali-Rohani-2
 
سردار روحانی: برو. عجله کن. چته تو احمق؟
 
سم: اون داره کمی چرت می زنه. از دیدار شما خوشحالم ژنرال. 
 
سردار روحانی: من با جاسوس های آمریکایی صحبت نمی کنم. (و سپس با سم درگیر می شود، اما سم او را تهدید می کند)
 
سم: حتی زمانی که همسر و فرزندت هدف گرفته شده باشن؟ منظورم اینه که اونها باید از بازار اومده باشن، ظاهرا امشب شام قرمه سبزی دارید؟
 
سردار روحانی: توی لعنتی...
 
سم: بهتره یه نفس عمیق بکشی و به این موضوع فکر کنی. من باید به درون مقر سپاه قدس نفوذ کنم، دنبال یه جواب می گردم.
 
سردار روحانی: من با لیست سیاه کاری ندارم.
 
سم: من برای توقف جنگ به چیزی بیش از کلمات تو نیاز دارم.  
 
سردار روحانی: نمی خوام به هیچیک از افراد من آسیبی برسه. اگه فقط به یکی از اون ها آسیب بزنی همکاری من با تو قطع میشه. 
 
سم: من نیومدم که به کسی آسیب بزنم. حالا حرکت کن.
 
گریم: سم، ظاهرا بلوفمون کارساز بود. 
 
سردار روحانی: این (اشاره به گوشی ای که سم به او می دهد تا در گوشش قرار دهد) برای منه یا برای مراقبای آمریکاییت؟
 
سم: برای توئه که بدونی من تنها نیستم.
 
سردار روحانی: مثل تو.
 
چارلی: سم، زمانی که به سرور مرکزی رسیدی از فلشی که بهت دادم استفاده کن. اینطوری می تونی اطلاعات لازم درمورد لیست سیاه رو تخلیه کنی.
 
 سردار روحانی: از وقتی که یه آمریکایی پاشو اینجا گذاشته زمان زیادی می گذره.
 
سم: از کاری که با این مکان کردید خوشحالید؟
 
سردار روحانی: بله، ما از سال 1979 تا حالا پیشرفت های زیادی داشتیم. (سپس سردار روحانی به نگهبان جلوی در اشاره می کند)، من حواس نگهبان جلوی در رو پرت می کنم. آماده باش.
 
سردار روحانی: سرباز، امشب اینجا اوضاع آرومه؟ 
 
سرباز: بله قربان. اوضاع مرتبه. 
 
سردار روحانی: قبلا با مزاحم ها روبرو نشدی؟ 
 
سرباز: نه ژنرال. تصور نمی کنم کسی اونقدر احمق باشه که بخواد وارد اینجا بشه. 
 
سردار روحانی: خودسری رو کنار بذارید. وقتی آمریکایی ها میترسن معلوم نیست بخوان چیکار کنن. 
 
سرباز: بله ژنرال. البته حق با شماست. 
 
سردار روحانی: سخت نگیر. ولی باید از تاریخ درس بگیریم و برای موفقیت تلاش کنیم. 
 
سرباز: چشم ژنرال. مچکرم. خیلی مچکرم. 
 
سردار روحانی: اگه می خوای از من تشکر کنی تلاش کن که سرباز خوبی باشی. تشکر زبانی لازم نیست. 
 
سرباز: بله قربان.
 
سردار روحانی: شب خوبی داشته باشی. 
 
سرباز: مچکرم قربان.
 
Ali-Rohani
 
* سردار روحانی سم را تا درون پایگاه راهنمایی می کند، اما درست لحظه ای که سم فکر می کرد کارها به خوبی پیش رفته از سردار رودست می خورد. 
 
Parcham
 
سم: چرا منو به منطقه فوق امنیتی می بری؟
 
سردار روحانی: چون این تنها راهیه که برای من باقی گذاشتی. این تنها راه ورود ماست.
 
سم: ورود به کجا؟
 
سردار روحانی: زندان. جایی که ما افرادی مثل تو رو که تو کارمون دخالت می کنن اونجا نگه می داریم. 
 
سم: من اینجا هستم تا از بروز جنگ بین کشورهامون جلوگیری کنم.
 
سردار روحانی: اینو به اونهایی که تو هواپیما در حریم هوایی ما هستن بگو. 
 
سم: گاهی اوقات زمانی برای گفتگو وجود نداره.
 
سردار روحانی: مثل یه سرباز واقعی صحبت می کنی. ما تقریبا رسیدیم. عقب نمونی.
 
سم: چرا ایستادی؟
 
سردار روحانی: برای این که من حاضرم خانوادم کشته بشن تا این که مثل یه خائن به زندگیم ادامه بدم.
 
سم: بین حماقت و شجاعت تنها یه خط باریک وجود داره، سردار.
 
سردار روحانی: آمریکایی ها، شما فکر می کنید موسس شجاعت هستید. تاخت و تاز به اطراف، نشانه گرفتن سلاح به روی مردم بی گناه. شما هیچ ایده ای راجع به توقف لیست سیاه ندارید. حالا من به تو یاد می دم که چطور با تروریست ها باید رفتار کرد.
 
Daroone-Sepah-2
 
* سم با کمک گریم از محاصره نیروهای ایرانی می گریزد و آن ها را با از پای در می آورد. از اینجا به بعد دیگر سم رسما اقدام به کشتن نیروهای سپاه می کند و جنگی غیر رسمی آغاز می شود!!!!
 
نکته: در اینجا سردار روحانی، از فرماندهان سپاه قدس معرفی می شود. اما ظاهر او (چه از لحاظ محاسن و چه یونیفورم) هیچ شباهتی به سرداران سپاه ندارد، به نظر شما آیا این موضوع حاصل درک نادرست شرکت یوبی سافت از وضع موجود در سپاه قدس است یا در طراحی این شخصیت عمدی وجود داشته است؟ شباهت فامیل این سردار با فامیلی رئیس جمهور جدید ایران هم در جای خود قابل تامل است. البته پیام این بخش کاملا واضح است: 
 
نماینده ایران (روحانی)  ابتدا با نماینده آمریکا (سم- یادآور عمو سام، نماد آمریکا) همکاری می کند، ولی در انتها درحالی که به نظر می رسد اوضاع به خوبی پیش می رود، او نیز به آمریکا نارو می زند.
 
Shohada
 
از دیگر نکات مهم در طراحی این مرحله وجود پرچم های برعکس ایران در سرتاسر پایگاه سپاه قدس است! حال سوال این است که چرا این عمل که نشانه سرنگونی یک حکومت است، در یک نهاد مهم دولتی صورت پذیرفته است؟ آیا ایرانی ها از معنی این کار بی خبر بوده اند یا این هم یکی دیگر از نکات مسخره و ناشیانه این بازی است؟ نظیر چنین اتفاقی را می توان در فیلم تغییر شکل دهندگان 3 (Transporters 3) هم دید. پس می توان آن را بخشی از موجی ضد ایرانی در رسانه های غربی دانست و آن را اوج نفرت غرب از ایران تعبیر کرد. 
 
لینک ثابت

موضوع : آخرالزمان / یهودیت و صهیونیسم




شنبه 10 اسفند 1392 16:47 | نویسنده : sabeghoon

یکی از رسالت‌های مهمی که همواره رسانه‌های مختلف عهده‌دار آن هستند،‌ اهمیت به مسئله جنسیت و تلاش برای انعکاس نابرابری‌های موجود بین زنان و مردان در شرایط عینی جامعه و الگوسازی صحیح در میان جوامع است.

 

 

 

رسانه‌ها باید بتوانند نقش مؤثر خود را در تسهیل تغییر ارزش‌ها و هنجارها مطابق با ایده‌های انسانی- اسلامی، در جهت مشارکت فعال‌تر و وسیع‌تر زنان در سطح جامعه ایفا کنند.

در چنین شرایطی، بررسی رسانه‌های غربی بیانگر این واقعیت است که چهره ارائه ‌شده از زنان در این جوامع، تصویری غیرواقعی و توأم با تصورات کلیشه‌ای جنسی است که تنها به‌ این ویژگی‌ زنان پرداخته و از نمایش توانایی‌های بالقوه و بالفعل آن‌ها با هدف ایجاد و ترویج تصویری دلخواه و معرفی این قشر از جامعه، به ‌عنوان شخصیت‌هایی ضعیف و فرودست، خودداری می‌نماید.

 

حال اگر بازی های رایانه‌ای را نیز در رده رسانه‌های نوظهور طبقه‌بندی کنیم و تأثیرات بالای آن بر ذهن جوانان و ارائه الگو برای تغییر سبک زندگی را جدی بگیریم، تمامی موارد ذکر شده می‌توانند در مورد این سرگرمی عظیم و فراگیر هم مصداق‌هایی عینی پیدا کنند.

 

 

 

به طور مثال: در بسیاری از بازی‌های رایانه‌ای شاهد این واقعیت هستیم که اغلب قهرمان های این بازی‌ها را مردانی بسیار قوی، جنگنده و تیزهوش تشکیل می‌دهند و در کنار آن‌ها، زنان اغلب نقشی کمرنگ و بی تأثیر دارند و معمولاً، بیشتر به‌ عنوان ابزار جلب رضایت مردان ظاهر می‌شوند!

«جاستین کسل» و «هنری جنگینز» در سال 1998 کتابی تحت عنوان «از باربی تا جنگجوی مرگ‌آور» را توسط انستیتوی فنّاوری ماساچوست منتشر کردند که در آن از حضور کمرنگ زنان در فعالیت‌های مربوط به آی‌تی انتقاد شده بود و در مورد روند تاریخی مردگرایی در فضای فنّاوری ارتباطات و فعالیت اندک زنان در این فضاها و حتی در بازی‌های رایانه‌ای بحث شده بود.

 

 

 

تبعیض جنسیتی در رسانه‌های غربی و استفاده ابزاری از زنان، در کنار ارائه الگوهای ناصحیح به دختران، از جمله مواردی هستند که باید مورد بررسی و موشکافی دقیق قرار گیرند.

اما به طور کلی در یک بررسی اجمالی، پس از بررسی بیشتر فیلم‌ها، انیمیشن‌ها و بازی های رایانه‌ای می‌توان نتایج مهم زیر را در مورد تبعیض های جنسیتی و ارائه الگوهای جدید (غلط) به دختران ارائه نمود:

 

 

 

1- در اغلب رسانه‌های تصویری شاهد عدم توازن جنسیتی هستیم.

2- در اکثر قریب به‌اتفاق این آثار، هنگام نمایش شخصیت های مؤنث، این شخصیت‌ها به‌صورتی بیش‌ازحد سکسی نمایش داده می‌شوند.

3- تعداد مردان در این رسانه‌ها تقریباً سه برابر شخصیت های زن هستند.

 

 

 

4- پس از بررسی چهار هزار شخصیت مؤنث (انسان و یا حیوان)، مشخص شد که این شخصیت‌ها پنج برابر شخصیت های مذکر در آثار برسی شده آرایش می‌کنند و یا رفتارهای اغواگرانه و وسوسه کننده از خود نشان می‌دهند. همچنین با احتمال یک به سه این شخصیت‌ها لباس های جلف و تحریک‌آمیز می‌پوشند.

5- زمانی که زنان در فیلم‌ها و بازی های کودکان ظاهر می‌شوند، با احتمال بیشتری از خود رفتارهای محرک نشان می‌دهند، اغوا می‌شوند و یا اقدامات رومانتیک از خود بروز می‌دهند.

 

6- به گونه‌ای دراماتیک و اغواگرانه، زنان در این آثار، سه برابر مردان بدن های موزون و متناسب دارند و بدین ترتیب الگوی یک بدن کشیده و لاغر و ترکه‌ای را از اولین سال های عمر به کودکان ما تحمیل می‌کنند. به گونه‌ای که یکی از نمایندگان شرکت سونی دراین‌باره این‌طور اظهارنظر کرده که:

"در بدن های استخوانی نمایش داده شده از زنان در فیلم‌ها، انیمیشن‌ها و بازی های رایانه‌ای هیچ جایی برای رحم وجود ندارد!"

 

 

 

آمارهای ارائه‌ شده در بالا، واقعیاتی هستند که رسانه‌های غربی به شدت در حال گسترش آن در میان ملل مختلف و به‌خصوص جوامع اسلامی هستند. تغییر پوشش دختران، پایین بودن میل ازدواج در بین جوانان، پرخاشگری و بزه، سست شدن پایه‌های بنیان خانواده، مدگرایی و مصرف‌گرایی و... تنها بخشی از تأثیرات چنین حجمه فرهنگی گسترده‌ است که هر روز جوانان ما با آن دست‌به‌گریبان هستند و برای مقابله با آن، توجه ویژه مسئولین لازم و ضروری است. البته در این بین نباید از نقش خانواده ها غافل شد، زیرا اولین ریشه های شکل گیری فرهنگی و هویتی هر فرد را باید در تعالیم خانوادگی وی جستجو کرد.

به امید دقت بیشتر مسئولین و خانواده ها به این موارد. 

 





لینک ثابت

موضوع : آخرالزمان / یهودیت و صهیونیسم




شنبه 10 اسفند 1392 16:45 | نویسنده : sabeghoon
یکی از ادعاهای پوچ ماسون ها که منشأ ماتریالیستی دارد، موضوع پیروی ادیان از اصول اولسیون است. این عده در به ثبوت رساندن حقانیت ایدئولوژی خود، با ارائه دلایلی از علوم انسان شناسی و باستان شناسی سعی دارند این عقیده را که «ایمان به خدای یگانه مرحله بعد از «پولیته ئیسم (چند خدائی - ایمان به خدایان متعدد) بوده است» به مردم بقبولانند. ولی با کشف حقایق علوم انسان شناسی و باستان شناسی، و کشف رموز کتیبه های اقوام باستانی، بی محتوی بودن این نظریه به اثبات رسید.

 نقش فراماسونری در انحطاط و تغییر ادیان

 

مدارک و اسناد بدست آمد، حاکی از آن است که آئین پرستش خداوندان متعدد، در پی انحطاط ایمان و نابودی اعتقادات مذهبی توحیدی، و با اشاعه فساد در جامعه، بروز کرده است. در نتیجه، ادیان انحرافی که غالباً در اثر از بین رفتن اصول توحیدی و گمراهی افکار ظاهر شده اند، توانسته اند در بعضی از جوامع رسوخ نموده و تا امروز نیز تشکل خود را حفظ نمایند.
در تمام ادیان چند خدائی، خصوصیات مشترکی مشاهده می گردد. آنچه از منابع قدیمی استخراج شده، نشان می دهد که بر سر نام هر کدام از خداوندان مورد پرستش، برای جلوه دادن حالت مافوق بشری، به آن، که کلمه «رب النوع» اضافه شده بوده است (مانند رب النوع جنگ، رب النوع صلح و ....) با بررسی عقاید پولیته ئیست ها، با در نظر گرفتن اصل آفریده شدن رب النوع ها توسط یک خدا، موضوع انحطاط ادیان اصیل توحیدی، به خوبی روشن می گردد.
بعضی از رب النوع ها، با صفات خداوندی، توصیف گردیده، برخی نیز با الهام از توضیحات ادیان برحق در مورد موجوداتی چون جن و پری و شیطان و.... با مفاهیمی مانند، بدی، نیکی، شیطانی و.... وصف شده اند (رب النوع نیکی، رب النوع بدی و...) بقیه، با رساندن افرادی به درجه خدائی (مانند پیغمبرانی که معجزه نشان داده بودند، یا پادشاهان و سرداران کشورگشا، یا اشخاص مشهور و نامدار)، بوجود آمده بودند.
با سقوط و نابودی ادیان برحق، تخمین چگونگی ظهور عقاید بعدی، دشوار است.
همانطوری که نظام عالی آفرینش را بر مبنای عقیده ایجاد موجودات از قدرت خود ماده به طور تصادفی، توجیه کرده اند و بعدها نیز اعتقادات مختلف، از جمله، ایمان به خورشید، ماه و ستارگان (عقاید ناتوریسم و آنی میسم و غیره) بوجود آمده، عده ای نیز، با دادن صفات خدائی به ویژگی های بعضی از جانداران، به راحتی آنها را مورد پرستش قرار داده اند (مانند تجسم خدا در شکل و قالب حیوانات)
سرعت انحطاط ادیان بر حق نیز، نسبت به جوامع مختلف، متفاوت است. همان گونه که در بعضی کشورها، ظهور آن خیلی سریع به وقوع می پیوندند، در پاره ای بلاد نیز با تانی و پله پله، در اثر تحریفات گوناگون که شاید قرن ها طول بکشد، خود را ظاهر می سازد.
نحوه ایمان و اعتقادات مردم، در پرستش خدایان متعدد، بعد از ضایع شدن دین بر حق را، می توان بوضوح در تورات [عهد عتیق] تحریف شده و یا انجیل [عهد جدید] مُحَرَف ملاحظه نمود.
اولین نتایج دژنراسیون ادیان، با توصیف خدا با صفات انسانی متجلی می گردد بنا بر کتاب عهد عتیق خداوند مثل انسان، می تواند مرتکب خطا شود، از اعمالش اظهار ندامت کند، در مسابقه کشتی مغلوب شود، فریب داده شده و به عنوان پدر قوم یهود انتخاب گردد.
در کنار پرستش خدا با صفات انسانی، در تورات تحریف شده می توان، در سایه انحطاط دین، به اعتقادات پرستش انسان ها با سفات خدائی نیز برخورد نمود. یاکوب (حضرت یعقوب) آرون (حضرت هارون) و پیغمبرانی چون حضرت موسی را صفات خدائی داده مورد پرستش قرار داده اند. در همان راستا، انجیل همان مسئله را در مورد حضرت عیسی، به مورد اجرا گذاشته است. در تورات تحریف شده، علاوه بر انسان ها، ملائک نیز با صفات الهی توصیف می گردند.
در سنوات اولیه مسیحیت، مجسمه ها برای بت پرستی ساخته نمی شدند، با توسعه اصول و آدابی که تحت تأثیر افکار دوستان بت پرست مسیحیان، ظاهر گشته بود، بت پرستی گام به گام، و مرحله به مرحله، به جائی رسید که امروزه شاهد دعا و زانو زدن آنان، در مقابل انواع مجسمه های ساخت دست بشر هستیم. کلیه مسائل انحرافی دین مسیحیت، از دژنراسیون دین برحق و تزریق اصول و رسوم بی محتوی، ناشی شده است. به عنوان مثال، نمونه ای از قبیل مسائل، در حفاری های سال 1980 در چند شهر باستانی ترکیه، به چشم می خورد. مسیحیانی که بعدها، در اطراف شهرهای مذکور ساکن گردیده اند، با گذراندن حلقه ای به شکل هاله نور، بر سر مجسمه های آفرودیت (رب النوع زیبائی در یک دین بسیار انحرافی) و پوشیانیدن لباس، سعی نموده بودند ظاهراً مجسمه ها را به صورت حضرت مریم، در آورند.
لازم به توضیح است که بسیاری از مراسم مذهبی مسیحیان که امروزه بدون چون و چرا، و به صورت احکام و آداب لایتغیر، در حال اجراست، بعد از حضرت عیسی پیدا شده، و تأسیس یافته اند. در سال 431 میلادی، مریم مادر، به عنوان مادر خدا قلمداد شده است. در اصل بیش از یک کتاب، بر حضرت عیسی نازل نگردیده، ولی بعد از آن حضرت، ضمن تحریف انجیل های متعددی تهیه شده و 396 انجیل متفاوت از هم ظهور نموده است.
در سال 325 میلادی، با هدف تأمین مساوات در دین مسیحیت، مجمع بزرگی در شهر ایزنیک (IZNIK) تشکیل و با نظر این مجمع چهار انجیل به نام های متی، مرقس، لوقا و یوحنا، مورد قبول واقع گردیده و رأی بر امحاء بقیه انجیل ها صادر شده است.
در حال حاضر انجیل اصیل وجود نداشته و مسیحیت، ترکیب محتویات این چهار کتاب را قبول دارد. در هر صورتی که، نشریه «AWAKE» در سال 1952 اعلام کرد که بیش از پنجاه هزار مورد متفاوت در چهار کتاب مذکور ثبت شده است.
عقاید مربوط به تثلیث در قرن پنجم میلادی، مورد قبول واقع شد. به این قبیل انحرافات نه فقط در مسیحیت، بلکه بسیاری از ادیان بامحتوای ایمان به خداوند، می توان برخود نمود. علامت تثلیت با اشکال ما «مادر مقدس، پدر و پسر» و یا «پدر، پسر و روح القدس» را، در بسیاری از ادیان می توان ملاحظه کرد. با جرأت می شود عنوان نمود که راه و شرائط و روش های انحطاط ادیان، همه یکی است. علامات تثلیث، در بلاد مختلف بشرح زیر عنوان می شود:
هندوستان: پورشا، پاکریتی، آواتارا، یا برهما، ویشنو، شیما
مصر: آموت، موت، کوهن، یا اورزیریس، زیس، هوروس
یونان باستان: ژوپیتر، سمله، باکوس، یا زئوس، لاتون، آپولون
بابل: آرنو، نواه، بل
پولینزی: تآروا، اینا، اورو
تثلیت در قلب ماهیت دین عیسی نقش بسیار بزرگی داشته است.
اصالت قرآن کریم کتاب دین بر حق و کامل اسلام، بر همه روشن است. نسخه دست نویس آن، در موزه توپگاپی شهر استانبول، در معرض دید عموم قرار دارد. قرآن به طور مکتوب از نسلی به نسل دیگر و از سلسله ای به سلسله بعدی نقل شده و در معرض کوچک ترین تحریف و دستکاری قرار نگرفته است.
ظهور موضوع معصومیت پاپ در سال 1870 اتفاق افتاد. در کلیساهای کاتولیک ضرورت تجرد کشیش ها به سال 1074 صورت گرفت. عقاید مربوط به تهیه نان مقدس (نانی که در عشای ربانی تقدیس می گردد)، که به عنوان نمونه ای از خصوصیات و خون عیسی مسیح، با فرو بردن نان در شراب تهیه می شود، از سال 1220 میلادی به بعد مرسوم گردیده است. بنا به عقیده مسیحیان، حضرت عیسی در سر سفره شام آخر، به دوازده حواری خود، نان آغشته به شراب اکرام فرموده می گوید: کسی که گوشتم را نخورد، خونم را نیاشامد، در دنیای ادبی حقی نخواهد داشت. این مراسم که حدود یکهزار سال بعد از عیسی معمول گردیده، در حقیقت، از عقاید مهرپرستی (میترائیسم) سرچشمه گرفته است.
چهارده قرن قبل از عیسی، پرستش کنندگان میترا (الهه خورشید در ایران باستان) شاهد خوردن نان آغشته به شراب و بیان این جمله از زبان وی بودند:
«برای کسی که گوشتم را نخورد، خونم را نیاشامد، حیات وجود نخواهد داشت».
بنیان مراسم معجزه آسومیسیون * (صعود مریم مقدس به آسمان ها توسط ملائک در 15 اگوست) در سال 1950، به طور رسمی گذاشته شده است.
در دوره های اولیه مسیحیت، صلیب مورد استفاده قرار نمی گرفت. به سال 680 میلادی در کنفرانس استانبول، استفاده از صلیب برای تمثیل حضرت عیسی، مورد تصویب واقع شد.
در این خصوص، نمونه ها و مثال های زیادی می توان عنوان کرد، آنکه مورد نظر است توضیح این مطلب است که ادیان بر حق متکی بر ایمان توحیدی، برپایه اعتقادات نادرست ادیان منحرف و دژنره، بنا نگردیده، به عکس، با القاء افکار گمراه و منحط به ادیان و تزریق موارد انحرافی، آنها را به انحطاط می کشانند. در رابطه با تحریف انجیل، به یک نمونه دیگر که اخیراً انجام گرفته، اشاره می کنیم:
«برای برداشتن موانع و از بین بردن سردی و کدورتی که مابین کلیسا و ماسون ها، حاکم گشته بود، فراماسونرها دست به اقدامات و تشبثات مختلفی زدند. تا اینکه کشیش مکزیکی «سرگیومِندز» در دومین جلسه کنفرانس اصلاح امور واتیکان، ضمن اعلام این نکته که، در مرام و برنامه های ماسون ها تغییرات و اصلاحات اساسی صورت پذیرفته، تقاضای جبران گذشته ها را نمود. در پایان کلیسا این نشست را مفید تشخیص داده و تصویب کرد بخشی از انجیل که مطابق مندرجات آن عده ای از یهودیان، به جرم شرکت در توطئه قتل حضرت عیسی محکوم شده بودند، از انجیل حذف گردد* - (بیان نامه پاپ اعظم، 1965/2810 پاریس)
همان توضیحات، در صفحه 45 نشریه شماره 25 معمارستان ترکیه نیز بچاپ رسیده است. ملاحظه می شود که ماسون ها در فعالیت های ضددینی و دژنراسیون مذاهب، چقدر موفق بوده و نقش مهمی بازی کرده اند. علاوه برآن، تحریفات انجام شده توسط ماسون ها، کاملاً با اهداف و نظریات یهودیان مطابقت نشان می دهد.
اگر در عصر حاضر، فعالیت های معموله برای دور کردن مسیحیت، از مرام و مقصد اصلی آن را به عنوان مقیاسی در دست گیریم، مسئله انحطاط ادیان نازل شده در دوره های قبل از مسیحیت، حتی به فراموشی سپرده شدن آنها، به آسانی درک خواهد شد. امروزه شاهد اعتقاداتی هستیم که روزگاری به عنوان دین بر حق، از طریق وی بر عالم نازل شده ولی با ورود خرافات و افکار پوچ و انحرافی در آن، بتدریج به صورت فعلی در آمده اند. بدین جهت، دور شدن ادیان از اصول و حقایق، موجب ظهور رُسُل جدیدی گشته است. بنا به روایتی از اولین پیامبر جهان تاکنون، یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر، وظیفه نبوت را به عهده گرفته اند. قرآن کریم در این مورد می فرماید:
«ما تو را به حق و راستی به سوی خلق فرستادیم تا (نیکان را به بهشت ابد) بشارت داده (بدان را از قهر حق) بترسانی، و هیچ امتی نبوده جز آنکه، در میانشان ترساننده و راهنمایی بوده است.» (سوره فاطر، آیه 24) «و برای هر امتی رسولی است که هر گاه رسول آنها آمد و حجت تمام شد، (بر مومن و کافر) حکم به عدل شود و برکسی ستم نخواهد شد.» (سوره یونس، آیه 47)
«و همانا مادر میان هر امتی، پیغمبری فرستادیم تا به خلق ابلاغ کنند که خدای یکتا را بپرستید و از بتان و فرعونیان دوری کنید. پس (در نتیجه دعوت رسل) بعضی مردم را خدا هدایت کرد. و بعضی دیگر در گمراهی و ضلالت ماندند. اکنو شما در روی زمین گردش کنید تا بنگرید عاقبت آنان که انبیاء را تکذیل کردند یکجا رسید.» (سوره نحل آیه 36)

جست و جوی در ادیان تغییر یافته

شاید استخراج آداب و اصولی که هنوز رو به انحطاط ننهاده و اصالت خود را که حفظ کرده باشد از متون ادیان دژنره شده، با تمامی مشکلات، امکان پذیر باشد. در این خصوص، ضمن سودجوئی از منابع مختلف، و با تحقیق و بررسی های گوناگون، با دو مسئله روبرو می شویم:
1- ثبت و درج بعضی از اسامی، که به ندرت توانسته است تا امروز اصالت خود را در متون ادیان تحریف شده، حفظ کرده باقی بماند.
2- ثبت اسامی افراد و محل های مهم، که در اعتقادات بعضی از ادیان موجود بوده، و هر چند به علت اختلافات ناشی از زبان و سایر عوامل، کلمات آن عوض شده، ولی رساننده معنی و مفهوم اولیه است.
در قسمت اول به بررسی اسامی و نیز اشاراتی از پیامبران، که حضرت محمد (ص) را به عنوان آخرین نبی معرفی کرده اند، به استناد کتب مقدس این ادیان خواهیم پرداخت. در قسمت دوم به بررسی تطبیقی درباره مفاهیمی مانند وحدانیت خدا، آفرینش، روح، قیامت، بهشت و دوزخ، شیطان، ملائک، انبیاء و طوفان در ادیان تحریف شده، و مقایسه آنها با دین حق محمدی (ص) پرداخته خواهد شد.

1- اشارات بعثت حضرت محمد (ص) در ادیان:

قرآن کریم، در مورد نزول کتب و فرامین خداوندی، توسط انبیاء، اشارات بسیاری دارد در این مورد، قرآن، از صحف حضرت ابراهیم، تورات حضرت موسی، زیور حضرت داود تا انجیل حضرت عیسی، سخن رانده است. قرآن اشاراتی به کتب اولیه و قدیمی نموده، و امکان شناخت بعضی از آنها از جمله کتاب های زرتشتیان و برهمن ها را، میسر ساخته است. در سوره 26 آیه 196 فرموده است:
«و ذکر عظمت این قرآن، در کتب انبیاء پیشین مسطور است.»
حتی در کتاب مقدس زند - اوستای دین زرتشت که ششصد سال قبل از میلاد مسیح، حاکم بوده، خبر آمدن دشمن بت و بت پرستی نوید داده شده بود.

اشارات و علامات در دین زرتشت:

دین ایرانیان باستان، بعد از دین هندوان، از قدیمی ترین ادیان به شمار می رود. در دو منبع دساتیرو زند - اوستا، نوشته ها و احکان دین زرتشت، جمع شده بود. در دساتیر شماره 14، به بعضی از آداب دین اسلام اشاره شده و درباره ظهور حضرت محمد (ص) چنین نوشته شده بود:
«موقعی که اخلاق اجتماعی ایرانیان رو به فساد نهد، نوری در عربستان متولد خواهد شد. پیروان آن دین وی را عظمت خواهند بخشید. ساختمانی ساخته شده (کعبه وی اشاره است) و از درون آن مقدار زیادی بت برداشته خواهد شد. مردم به سوی آن عبادت خواهند کرد. پیروان او به ایران و شهرهای طوس و بلخ مسلط خواهند گردید. اکثر علما و دانشمندان ایران به پیروان وی خواهند پیوست.»
با توجه به مطالب فوق، قرن ها قبل از طلوع خورشید اسلام و ظهور پیامبر والامقام به روشنی حاکمیت اسلام نوید داده شده است. در بخش 129 یشت 13 که هم اکنون نیز موجود است، همان حقایق به چشم می خورد، و از بت شکن به عنوان رحمت عالمیان (رحمه للعالمین) یاد شده که این، همانطور که می دانیم یکی از القاب حضرت محمد (ص) است.

اشارات در کتاب مقدش هندوان:

در کتب مقدس هندوان، از قبیل خند 8، پارو 8، آدهیا 8 و شالوک 8 و، درباره ی ظهور اسلام و نبوت حضرت رسول محمد بن عبدالله (ص)، چنین گفت گو شده است:
«یک ملاجا (کسیکه با زبان بیگانه سخن گوید، یا نماینده یک کشور بیگانه) که مربی روحی است به اتفاق یاران خود قدم به عرصه وجود خواهد گذاشت. اسمش محمد خواهد بود. بعد از آمدن او، را جا در رودخانه کنگ و پانجا کوایا آب تنی نموده، به او می گوید: تو، از افتخار بشریت، ساکن بلاد عرب، برای کشتن شیطان، نیروی بسیار بزرگی فراهم آورده ای.» (آتورودا، کاندا 20، سوگتا 127، مونترا 3)
نکته بسیار جالب اسم بردن از حضرت محمد (ص) در متن کتاب است. ضمناً عبارت فخر عالم یا افتخار بشریت با لقب رحم? للعالمین، بیانگر یک مفهوم است.
بودا، از کسی که بعد از وی به جهان شرف خواهد بخشید، صحبت کرده است. این مرد که در زبان پالی، ماته یا (MATTEYA) در زبان سانسکریت، مائی تریا (MAITEREYA) و در زبان بورما آرمیدیا (ARMIDIYA) نامیده می شود، خوش قلب و رئوف بوده، و انسان ها را به راه راست دعوت خواهد کرد. اسامی فوق که قرن ها پیش توسط بودا داده شده، هر سه به معنی رحمت است، همانگونه که خداوند در آیه 107 سوره 21 قرآن کریم می فرماید: ما ترا به عنوان رحمت عالمیان فرستادیم.
در کتاب دیگری می گوید:
بودا، چنین گفته است: من اولین بودا (راهنما) که پا به جهان نهاده باشد، نیستم و آخرین نیز، نخواهم بود. در زمان معینی شخص دیگری خواهد آمد. او یکی است مقدس و منور و روشن، که قابلیت فوق العاده ای در اداره امور دارد. او اصول ابدی و ازلی را که به شما آموختم به جهانیان خواهد آموخت. آناندا پرسید: او چه طور شناخته خواهد شد؟ بودا جواب داد: او به عنوان مائی تریا (رحمت) شناسانده می شود.
«در متون کتاب های مقدس پالی، با سانسکریت، نام پیغمبر آینده ماهو، ماها، متا، خوانده شده که اولی به معنی عنایت دار است که این هر سه جزء صفات پیغمبرمان حضرت محمد (ص) است.» - (محمد در کتاب مقدس هندوان و ایرانیان باستان دهلی نو 1983)
«در کتاب مقدس قوم اینکا پوپولره (POPOVOH) از حضرت محمد صحبت شده و حضرتش با نام حبیب الله، توصیف گردیده است.» - «نور حق، نوشته خالق نورباقی صفحه 84)

موارد مورد اشاره در انجیل برنابا (BARNABA):

همان طور که قبلاً دیده شد، سیصد سال بعد از حضرت عیسی، هیأت عامل انجمن ایزنیک رأی بر جمع آوری حدود 396 انجیل که به اشکال مختلف نوشته شده بودند،
صادر و قرائت آنها را ممنوع اعلام کرده و برای تخطی کنندگان، علی الخصوص خوانندگان انجیل برنابا، مجازات های شدیدی در نظر گرفت. این انجیل توسط به نام برنابا، پسرعموی مرقس که یکی از حواریون حضرت عیسی بود نوشته شد. برنابا در سال 63 میلادی به قتل رسید. انجیل برنابا، به زبان عبرانی تحریر گردیده است. در حال حاضر نمونه موجود انجیل برنابا، با اینکه تحریف شده، برعکس تمامی انجیل های موجود از مقام خدایی حضرت عیسی و از مصلوب شدن او سخنی به میان نیاورده است. نسخ انجیل برنابا، هم اکنون در موزه بریتانیا، کتابخانه ملی شهر وین، و کتابخانه کنگره آمریکا موجود است. ولی برای قرائت یا تحقیق عرضه نمی شود. لکن با تهیه میکروفیلم آن، به وسیله ژنرال عبدالرحیم پاکستانی که به صورت مخفی این عمل را انجام داد، انجیل برنابا به زبان انگلیسی ترجمه، و از سوی موقوفه بیگم عایشه باوان منتشر و در دنیا توزیع گردید.
پس از بررسی، علت مخفی نگه داشتن و فعالیت های مربوط به امحاء انجیل مذکور، روشن شد. در بسیاری از فصول آن، به مواردی برخورد گردید که مژده ظهور حضرت محمد داده شده است. افشاگری های تحریف نشده در متن این انجیل بسیار زیاد است. در آیه های مختلف انجیل برنابا، اوصاف و اسامی حضرت رسول، به عنوان خاتم الانبیاء درج، و نام ایشان در بخش 35 آیه 8، بخش 43 آیه 9، بخش 54 آیه 4 و 10 و 18 و 21 و 23، بخش 55 آیه 4 و 7 و 8 و 16 و 28 و 23 و 24 و 35 و 36 و 37، بخش 51 آیه 4 و 3، بخش 58 آیه 20 و 3، بخش 83 آیه 22، بخش 90 آیه 4 و 3، بخش 97 آیه 7 و 14 و 15 و 18، بخش 112 آیه 17، بخش 136 آیه 9 و 12 و 14 و 18، بخش 137 آیه 1 و 4و 6، بخش 158 آیه 24، بخش 176 آیه 7، بخش 190 آیه 7، بخش 195 آیه 8، منعکس است.
کلمه مسببین که به معنی محمد است، در آیات زیر آمده است:
بخش 82 آیه 1 و 10 و 13، بخش 83، آیه 25، بخش 86 آیه 6، بخش 112 آیه 18، بخش 192، آیه 6، بخش 206 آیه 11 انجیل برنابا ذکر گردیده است. علاوه بر آن، در آیه های ذیل، حضرت رسول اکرم (ص) با عناوین زیر توصیف شده است:
در آیات 4 و 7 و 13 و 37 بخش 55 با عنوان رسول.
در آیات 18 و 23 و 24 و 35 و 36 بخش 55 با عنوان رسول الله
در آیه 20 بخش 56 با عنوان یا خلیل
در آیه 24 بخش 59 با عنوان محمد حبیب الله.
در آیه 24 بخش 72 انجیل برنابا، حضرت عیسی ظهور پیغمبر اسلام را، با بیان جمله «رسول خدا بزودی خواهد آمد» مژده داده و ظهور حضرتش را قرین با رحمت و مرحمت الهی دانسته است.
در آیه های 30 و 31 بخش 41 انجیل برنابا، فرمایش خدا به صورت «پیامبری از نسل تو خواهم آورد» خطاب به حضرت موسی درج است. در آیه 7 بخش 208 و آیه 16 بخش 141، مژده ظهور پیغمبری نه از سلسله داود، بلکه از نسل اسماعیل، داده شده است. در آیه 5 بخش 190 انجیل برنابا، از حضرت اسماعیل به عنوان پدر سلسله حضرت محمد (ص) نام برده شده است. در آیات 16 و 24 بخش 39 انجیل برنابا، آفریده شدن کائنات بحرمت رسول اکرم (ص)، عنوان شده است.
در آیه 12 بخش 196 انجیل برنابا، فرمایشات حضرت عیسی که وی را به عنوان مسیح [نجات بخش] خطاب می کردند، درج است که می فرمود: «من مسیح نیستم، مسیح حضرت محمد خاتم الانبیاء است.»
حضرت عیسی در مقابل سوال «ای معلم، آن ذاتی که از آمدنش سخن گفتی، کیست؟». فرمود: او محمد رسول الله است. - (بخش 197 انجیل برنابا)
حضرت عیسی به سخنانش چنین ادامه داد: این پیامبر، بعد از زمان شما خواهد آمد. موقعی که او بیاید حرفهایم تحریف شده است. از همین جهت، خداوند با ترحم و دلسوزی به انسان ها، مسیح را خواهد فرستاد. در بالای سر او، همواره ابر سفیدی خواهد بود. او خیلی مقتدر خواهد شد، بت ها را خواهد شکست و بت پرستان را به نابودی خواهد کشاند. - (آیه 7 بخش 163، انجیل برنابا) در سایه او، انسان ها خدا خواهند شناخت و او را گرامی خواهند داشت. از انسان هایی را که مرا به غیر از انسان، چیز دیگری بخوانند، به سکوت واخواهد داشت. - (بخش 76 انجیل برنابا)
صفات تسلی بخش و رحمت حضرت محمد (ص) در صفحه 44 انجیل برنابا، بدین صورت انعکاس یافته است:
«به شما می گویم، آن رسول خدا، رحمت عالمیان است. او فهیم، تسلی بخش، حکیم، مقتدر، مملو از عشق خداوندی، و دارای روحیه دقیق و نیکوست. با روح رحمت و خیرخواهی و حس عدالت، همدردی، حسن خلق و صبر جمیل همراه است. دوره ای که او خواهد آمد، دوره سعادت است. به نظر من شمارش خدمات حضرت محمد، ممکن نیست. چون قبل از من آفریده شده، و بعد از من تشریف خواهند آورد، و دینش در جهان بقای خواهد ماند.» - (آیه 15 بخش 42 انجیل برنابا)
«نکته جالب توجه اینست که مسائل طرح شده در انجیل برنابا، تشریح وقایع گذشته نبوده، بلکه پیش بینی دقیق و روشن رویدادهای بعدی است.» - (مژده برنابا، اکسفورد - انجیل برنابا، نوشته عبدالرحمن آیگون - ترجمه قسمتی از انجیل برنابا، اثر برهان آرسوی - برنابا انجیل حق، نوشته احمد قهرمان - نور حقیقت، اثر اسماعیل ارطغرل)

علامات مندرج در لوحه های ابلا "EBLA"

چهار هزار و پانصد سال پیش، سلطنت ابلا، در سرزمین هائیکه، منطقه جنوب شرقی ترکیه، مناطق جنوبی شهر شام و مزوپوتامین را در بر می گرفت، گسترده شده بود.
در حفاری های سال 1950، با کشف بیست هزار لوحه، که با خط میخی نوشته شده بودند، مجموعه بسیار مهمی به دست آمد. بعدها با کشف رموز و قرائت لوحه ها، توسط متخصص و خط شناس ایتالیایی پرفسور جیوانی بتسی ناتو، بشریت شگفت زده شد. در این لوحه ها، به اسامی آبرائم (ابراهیم)، اسماعیل و داود، برخورد می شود، از سودوم و گومرا بحث می گردد (این محل ها، محل به هلاکت رسیدن قوم لوط است) همچنین، در نوشته های تابلوها، از میکائیل یکی از چهار ملک مقرب نام برده شده است. لوحه های ابلا، حدود یکهزار سال قبل از ظهور حضرت موسی نوشته شده اند، لذا تأثیر تورات برآن، منتفی است. این الواح در اثبات این مطلب، که در آن دوره نیز دین بر حقی وجود داشته است، سند محکم و بلامنازعی بشمار می روند. - (مجله اشترن شماره 10 و 11 سال 1979 - نشریه ناشناس ژئوگرافیک شماره 154 سال 1978- نشریه علم و تکنیک شماره 118 و 131 سال 1978 و شماره 149 سال 1980)

2- بررسی تطبیقی مفاهیم دینی

بعد از این مطلب سعی خواهیم کرد، با استفاده از واژه های مربوطه، آداب و اصول مذهبی ملل مختلف را مورد بررسی قرار دهیم. این مفاهیم، در اثر اختلافات زبانی و اقوام مختلف، با کلمات گوناگونی ادا شده، و در متن ادیان تحریف شده، تا به امروز باقی مانده است. ابتدا عقاید مربوط به خداپرستی را بررسی خواهیم نمود.
پس از مرحله انحطاط مذاهب، و ظهور عقاید پرستش خداوندان متعدد، معمولاً یکی از خدایان، به عنوان رب النوع برتر و در مقام شامخ تر، متجلی شده و خود را ظاهر می سازد. این رب النوع، بطور عموم آفریننده و سرور بقیه خدایان محسوب می شود. حال، نام این خدای واحد، و یا رب النوع برتر را، از زبان ملل مختلف بررسی کنیم.

بزرگ ترین خدا در اعتقادات مختلف:

1- در اعتقادات مایاها = شاک.
2- در اعتقادات زاپوتک ها = کوچیژو
3- در اعتقادات میستک = تزاهوئی.
4- در اعتقادات آزتک = هوتزیلوپوکتلی
5- در اعتقادات اینکا = ویراکوچا
6- در اعتقادات ناهوتل = تلالوک
7- در اعتقادات قوم تورا (افریقا) = آتانا
8- در اعتقادات دوگون (افریقا) = آم ما
9- در اعتقادات مصر قدیم = آتون
10- در اعتقادات سومری = ماردوک
11- در اعتقادات سامی = آنو
12- در اعتقادات زرتشتی = اهورامزدا
13- در اعتقادات ودا = آسورا
14- در اعتقادات هند= وارونا
15- در اعتقادات آکاد= سین
16- در اعتقادات چینی = تین
17- در اعتقادات آسوری = آشور
18- در اعتقادات آرامی = آسور
19- در اعتقادات اوراتو = آردینی
20- در اعتقادات ژرمن = اودین، (ودان)
21- در اعتقادات اسلاو = آنتن
22- در اعتقادات چیپ چا - کازیکن
23- در اعتقادات یاقوت = آق تویون
24- در اعتقادات آلتای = کای راهان
25- در اعتقادات الام = کوهومبان
26- در اعتقادات مغول = کودای
27- در اعتقادات گوک ترکان = اوغان
28- در اعتقادات اویگور = تنگره خان
29- در اعتقادات یونان باستان = زئوس. -
(دایرة المعارف تاریخ ادیان - تاریخ دین، نوشته دکتر شرقیجی اوغلو - میتولوژی [تفسیر اساطیر باستانی] اثر مراد اوراز)

آفرینش انسان

در مورد خلقت انسان، مشاهده توضیحات مشابه با دین اسلام ممکن است. در موارد زیر بطور کلی عقیده پیدایش انسان، از حضرت آدم و حوا (و یا اسامی شبیه آن)، بررسی شده است: خدای بزرگ انسانی آفرید، روزی که خواب بود، شیطان سینه او را لمس کرد. لذا یکی از دنده های وی بزرگ شده و بر زمین افتاد. از آن هم زنی بوجود آمد. اسم مرد تورونگی، و اسم زن اژه بود. این داستان که از و. رودولف نقل شده، بدین صورت ادامه می یابد. خدا به دو انسان مذکور، خوردن میوه یکی از درختان را ممنوع کرده بود.
تا شیطان موضوع را فهمید. تورونگی را یافت، و به او گفت: خدا دروغ گفته است، شما باید میوه تمام درختان را بخورید. مار نگهبان، خوابیده بود. شیطان داخل دهان مار شده، از درخت بالا رفته، میوه را خورد. انسان و زنش در حال گردش بودند. شیطان به آنها گفت: از این میوه بخورید. تورونگی نخواست، ولی زن خورد. بسیار لذیذ بود.
میوه را داخل دهان شوهرش فرو کرد. خدا به اژه گفت: میوه حرام را خوردی، گوش به حرف شیطان دادی. بعد از این تو حامله خواهی شد، فرزند بدنیا خواهی آورد، و درد حاملگی خواهی کشید.
همین اعتقاد را، عیناً در دین زرتشت می توان یافت. نام اولین انسان اورتستیر، و نام زنش گایومرد توصیف شده است.
بر پایه افسانه های اساطیری ژرمن، ابتدا مرد با نام امبلا، سپس زنش به نام آسک، آفریده شده اند، و نسل های بعدی را بوجود آورده اند.
در افسانه های باستانی چین نیز همان اعتقاد موجود است اولین انسان مذکر، ینگ - یی، و زنش هموئی است.
در افسانه های اساطیری یونانی، اولین انسان با فرمان زئوس، آفریده شده، اولین مرد، اپیمته ئوس، و اولین زن پاندورا است.
در افسانه های قدیم مصر، خدا اولین مردم روی زمین را افریده و آن را شو نامیده، سپس زنش تَفرَت را خلق کرده است.
برابر افسانه های هندی، ابتدا انسانی به شکل مرد به نام آتمان آفریده شده، بعد تبدیل به دو قسمت گردیده، و قسمت دوم آن، مبدل به زن شده، با یکدیگر مزاوجت نموده و نسل های بعدی را بوجود آورده اند.
مطابق افسانه های کهن هیتیت ها، نام اولین زن، هِپات بوده است. برابر افسانه های سومری، خدا انسان را از گل آفریده، به او جان بخشیده و انسان های بعدی را بوجود آورده است. - (افسانه های اساطیری - دیوان میتولوژی - دایر? المعارف تاریخ ادیان - انحطاط ادیان، اثر ک. دمیرجی)
غیر از موضوع آفرینش، مفاهیمی مانند روح، جن، پری، شیطان، بهشت، جهنم، قیامت و پل صراط، فقط در نتیجه آگاهی از ادیان بر حق الهی، می توانند متجلی شوند واژه های فوق را در عقاید مختلف، با طرز بیان گوناگون ملل جهان، بررسی می کنیم:

1- روح:

در عقاید سومری: ادیمنو
در عقاید مصر قدیم: با
در عقاید بامبازا: یو
در عقاید اتی: گیدیم
در عقاید یاقوت: کورموس
در عقاید رومی: آنیموس
در عقاید هند: پرتا
در عقاید اویگور: تین
در عقاید هیتیت: آکان تش
در عقاید آلتای: سونه
در عقاید زرتشتی: فره وشی
(افسانه های اساطیری - دایر?المعارف تاریخ ادیان - تاریخ دین، نوشته شرقیجی اوغلو - لاروس، جلد 10)

2- جن:

در عقاید روم قدمی: جنوس
در عقاید مانی: آشکالون
در عقاید اسکاندیناوی: والکیرا
در عقاید اتروسک: توکولشا
در عقاید آکاد: لاماس سو
در عقاید آلتای: چور
در عقاید یونانی: دامون
در عقاید هندوئیسم: دمون
در عقاید اتی: اولوک کی
- (لاروس، جلد2 - افسانه های اساطیری - تاریخ دین، شرقی جی اوغلو - دیوان اعتقادات اسلامی، نوشته خنجر جی اوغلو)

3- فرشته:

در عقاید مزدا: امشاسپند
در عقاید آلتای: اوروکچی
در عقاید بابلی: هاروت
در عقاید زرتشتی: برهمن
در عقاید مسیحی: آنژگاردین
در عقاید صابی: اورته
در عقاید مانی: توآم - (دایر?المعارف تاریخ ادیان - افسانه های اساطیری - تاریخ دین شرقیجی اوغلو)

4- شیطان:

در عقاید زرتشی: اهریمن
در عقاید الام: مانیوس
در افسانه های برتون: مرلین
در زبان عبرانی: عزازیل
در عقاید اسکاندیناوی: لوکی
در عقاید بودائی: یاما
در عقاید تولتک ها: میتلان تکوتکی
در عقاید ودا: آشورا
در عقاید آلتای: ارلیک خان
در عقاید یاقوت: آرسان دولای
در عقاید سومری: ایرا
در عقاید عبرانی: هاشاتان

5- بهشت:

در عقاید هند: اسوارگا
در عقاید بودائی: سوکهاواتی
در عقاید سامی: مشونکوستا
در عقاید بودائی: نیروانا
در عقاید ژاپنی: جودو
در عقاید یونانی: السیون
در عقاید اسکاندیناوی: والهالا
در عقاید عبرانی: شئول
در عقاید قدیمی ترک: اوچماغ
در عقاید تولتگ ها: توناکو
در عقاید زرتشتی: گاروتمن
در عقاید کلت ها: آوالونیس
در عقاید بودائی لویگور: توشیتا - (لاروس، جلد 2 - تاریخ دین، شرقیجی اوغلو - افسانه های اساطیری)

6- دوزخ:

در عقاید هندی: ناراکا
در عقاید اسکاندیناوی: هلهم
در عقاید تولتک ها: میک تلان
در عقاید قدیم ترک: تامو
در عقاید ژاپنی: بومو
در عقاید بودائی لویگور: آویچی
در عقاید یونان قدیم: تارتاس
در عقاید زرتشتی: دوزخ
در عقاید مانی: بولوس
در عقاید برهمن: پاتالا
در عقاید صابئین: سوف
در عقاید عبرانی: گهه نوم
- (تاریخ دین، اثر شرقیجکی اوغلو - میتولوژی ترک - لاروس، جلد 2 - دائر?المعارف تاریخ ادیان)

دین در 135 هزار سال پیش

یکصد سال پیش ثابت شد آدم نئاندرتال، دارای عقایدی بوده که در کشور فرانسه و اسپانیا به نام موسترین مشهور است. مدارک زیادی، از قبیل نقاشی های روی دیوار و غارها، آلات و ادوات لازم برای دفن اموات، و وسائل متنوع آمده، حتی شواهدی در دست است، که نشان می دهد انسان نئاندرتال، دارای فرهنگ و نوعی خط مخصوصی بوده است. معتقد به دین بوده، به دنیای آخرت ایمان داشته، و مردگانش را در قبرستان با سنگ مزارهای منظم، دفن می کرده است. در پایان تحقیقات و بررسی های الکساندر ملوشاک، عضو موزه هاروارد، اعلام شد که حجازی های انجام شده بر روی صخرها، حدود یکصد و سی و پنج سال قدمت دارد.

واقعه ی طوفان

در حفاری های سال 1872 در منطقه ی قویونجق کتبیه های سلاطین آشور در شهر نینوا کشف شد. در کتیبه ای به خط میخی داستان بابلی گیلگمش پادشاه اوردک نوشته شده است: گیلگمس به اوتنا پیشتیم بر می خورد و از او می پرسد چگونه بی مرگی را به دست آورده است او می گوید: خدایان قصد داشتند با طوفان انسان ها را نابود کنند.
ثه آ، اوتنا را از تصمیم خدایان آگاه می سازد و به او می آموزد قایقی ساخته خانواده و حیوانات خود را در آن جا دهد. کشتی ساخته شد، داخل کشتی نمود. سپس طوفان عظیمی برخاسته، و باران تند وسیل آسانی، شروع به باریدن کرده بود. رعد و برق، چنانچه گوئی آسمان دیوانه شده باشد غریو وحشتناکی داشت. تمام جهان بسان قیر، در تاریکی فرو رفته بود. بعد از هفت شبانه روز، اوضاع به حال عادی بازگشت. با عقب نشینی آبها، کشتی در قله کوه نیسیر، برخاک نشست. شش روز بعد، قهرمان داستان، یک کبوتر، سپس یک پرستو و به دنبال آن دو یک کلاغ، به پرواز در آورد.
هیچکدام از آنها، بازنگشتند. او از موضوع، نزدیک بودن خشکی را حدس زده و از کشتی بیرون آمده بود.
هزاران سال پیش، وقوع طوفان در شرق قدیم حتمی به نظر می رسید. در این مورد، داستان آسوری ها، بسیار شبیه بابلی هایست، به جای قهرمان داستان، ایزدوبار نشسته است. داستان های طوفان، در جهان بسیار زیاد است. در آسیا سیزده، در اروپا چهارده، افریقا پنج، استرالیا و جزائر جنوب نه، و در آمریکای مرکزی و جنوبی و شمالی، روی هم رفته سی و هفت داستان وجود دارد.
برابر روایات قوم آزتک، مدت زمان طوفان بین پنج روز الی پنجاه و دو سال بوده است. علت آن علاوه بر ریزش باران های سیل آسا، نزول برف، و کولاک بی حد و حصر بوده است.
سومری ها، تاریخ خود را براساس حادثه طوفان، به دو قسمت قبل، و بعد از طوفان تقسیم بندی نموده اند. از وقوع طوفان، حتی در افسانه های قوم سرخپوست آمریکای جنوبی، که با دریا فاصله زیادی دارند نیز، بحث شده است. در داستان های قوم آلتای، طوفان چنین تشریح می شود:
خدا به مردی به نام نوما، طوفان قریب الوقوعی را خبر داده به او یادآور شد تا یک کشتی بسازد. نوما، در دامنه تپه ای، یک کشتی ساخت. انسان ها و حیوانات (از هر کدام یک جفت) را، در کشتی جا داد. بعد، از رودخانه، دریا، و از زیرزمین، آب شروع به فوران نمود. کشتی در آب غوطه ور شد. باران نیز شروع به بارش کرد. سرانجام باران قطع، و آبها عقب نشینی کرده و کشتی در کوه چومودای، بر زمین نشست. (میتولوژی ترک - دیوان اعتقادات اسلامی - لاروس - نشریه علم و تکنیک شماره 121، نوح، طوفان و حقایق، اثر فرد وارشو)
در افسانه های قدیم یونان، واقعه طوفان بدین صورت عنوان گردیده است:
زئوس، افراد گناهکار را محکوم به نابودی توسط طوفان نموده بود. از این قوم فقط دو - کالیون، و زنش پیرها، نجات یافتند، چون به وی، ساختن یک کشتی سفارش شده بود. زن و شوهر نه روز پس از سوار شدن به قایق، در کوه معروف پارناسوس، فرود آمده و از زئوس، خواستند انسان های دیگری بیافریند.
این داستان، با همان محتوی در فیلیپین، آمریکا جنوبی، شمال آسیا، افریقا، اندونزی و مالزی و... بازگو می شود. تقریباً در میان مطالب داستان ها، فرقی به چشم نمی خورد.

اثبات طوفان از نظر زمین شناسی و باستانشناسی

در سال 1877، برای حفاری های باستان شناسی و مطالعات لازم، در منطقه مزوپوتامیه دانشگاه پنسیلوانیا بودجه ای تخصیص داد. حاصل این اقدامات، کشف پنجاه هزار لوحه قدیمی بود که هنوز هم بررسی آنها، ادامه دارد. در نوشته های میخی یک لوحه، که 3700 سال قدمت داشت به خبر دیگری از داستان طوفان برخورد شد.
بعدها، در سال 1922، سرلئونارد وولی، باستان شناس انگلیسی، در میان بیابان موجود در بین شهر بغداد و بندرصره حفاری های انجام داد. برج شکسته معبد بزرگی را یافت که نشانگر محل شهر اور "UR" یکی از شهرهای سومری ها بود. با پیشروی حفاری ها به طرف اعماق زمین، به یک کشف بزرگ، نائل شده و گورستان درباریان شهر اور را یافتند. در درون قبور، تابلوهای حیرت انگیزی که به طرز ماهرانه ای پرس شده بود و مقدار زیادی مدارک تاریخی، به دست آمد. باستان شناسان سپس به کتیبه هایی برخوردند که در آن صورت اسامی پادشاهان اور و خاندانشان نوشته شده بود. محققان، سپس مصمم گردیدند که حفاری ها را تا زیر قبور ادامه دهند. مدتی بعد، با یک طبقه گل تمیز روبرو شدند. با گذشتن از طبقه گل که 2/5 متر ضخامت داشت، مجدداً حفاری ها را متوجه اعماق زمین کردند. ناگهان با یک رشته آلات و ادوات ساخته شده، از قبیل ظروف سفالی، کوزه های شکسته و غیره، مواجه گشتند، که با شست و شو و تمیز نمودن آنها، مدنیتی که در زیر خاک مدفون گردیده بود، کشف شد.
تجزیه های میکروسکوپی و تحقیقات بعدی، نشان داد که تمدن سومری ها، در ابعاد بسیار وسیع، قربانی طوفان سهمگینی گردیده و از بین رفته است. یکی دیگر از دلائل مهم وقوع طوفان، یافته شدن فسیل های زیادی در بزرگ ترین قله جهان، اورست است. در آنجا مقدار قابل توجهی گوش ماهی و پوست خرچنگ کشف شده بود. علاوه از آن، در سایر قلل کوه ها نیز، فسیل های مذکور مشاهده گردیده است.
فرمایشات قرآن کریم، در مورد هجوم سیلاب در سطحی گسترده، مو به مو با دلائل و مدارک زمین شناسی به اثبات رسید.

آخرالزمان

در افسانه های قدیمی یونان، تاریخ انسان به پنج دوره زیر تقسیم شده بود:
1. دوره طلائی 2- دوره نقره ای 3- دوره برنزی 4- دوره قهرمانان 5- دوره آهن عصر طلایی، دوره رفاه، آسایش، خوشبختی و برکت بود. در دوره های بعدی، زشتی ها و بدی ها رخ نشان داده و با گذشت ایام، با سایر عوامل جا عوض می کرد. تا اینکه در دوره آهن، بحد اشباع می رسید. هسیودوس، این دوره را، به عنوان دوره تلخی ها، جنگ ها، مرارت ها و ناخوشی معرفی می نماید. دوره بعدی، دوباره دوره طلائی خواهد بود انسان ها برادروار در کنار یکدیگر، به زندگی خود ادامه خواهند داد.
در افسانه های هند قدیم نیز، دوره ها حالت مشابهی با ادوار مذکور، نشان می دهد.
بنا به عقیده آنان، زندگی بشر، در اعصار مختلفی طبقه بندی شده است. اولین دوره کریتایوگا (عصر طلایی) است. در این عصر انسان ها طویل العمر بوده، بدی، کینه، نفرت، غرور و مانند آن پیدا نمی شود. در دوره بعدی، ترتایوگا، درستی و امانت داری، کم می شود. در دوره دواپرایوگا بشر از اصالت دور می شود و انحرافات بروز می کند. خوبی ها به انتها می رسد و انحطاط شروع می شود. در نهایت هم، ناخوشی و فلاکت و ذلت، خود را ظاهر می سازد. دوره کالی یوگا (دوره آهن)، دوره انحطاط است. ترس، مرض، فقر و گرسنگی، حاکم بر مقدرات بشر است. از پی آن، دوباره دوره ی کریتایوگا ظاهر خواهد شد. عصر کمال و زیبائی ها، مجدداً از راه خواهد رسید.

قیامت و پل صراط

قیامت: اعتقادات قوم آلتای بر این بود که روزی دنیا به آخر رسیده و ویران خواهد شد. آن را به نام دوره سدکننده نامیده اند. زندگی بر روی کره زمین دائمی نبوده، انسان ها، حیوانات و نباتات، از روی آن محو خواهند شد. با رسیدن این دوره، جرم ها زیاد گشته، ترس از خدا، از بین می رود.
بنا به اعتقادات ژرمن، روزی خواهد رسید که تعداد مجرمان و گناهکاران رو به فزونی خواهد گذاشت، و سعادت و نیک بختی، از دنیا رخت برخواهد بست. خورشید رو به تاریکی خواهد گذاشت دریاها طغیان نموده و روی زمین را خواهند گرفت.
ستاره ها از آسمان سقوط خواهند کرد. در اثر حرارت زیاد، همه موجودات از بین خواهند رفت. بعد، دوباره انسان زنده خواهد شد.
پل صراط: یکی از اعتقادات باقیمانده از ادیان توحیدی، در میان مذاهب تحریف شده، پل صراط است. عموماً از پل باریکی صحبت می شود که برای ورود به بهشت، بعد از مرگ باید از آن گذشت.
برابر عقاید ژرمن، مردگان برای ورود به دیار خوشبختی، بایستی از پل طلایی که بر روی رودخانه گژول زده شده، عبور کنند. گناهکاران موفق به این کار نخواهند شد و از طرف موجودی به نام گارم به کیفر خواهند رسید.
در اعتقاد اینکاها، مردگان از روی پلی که از مو ساخته شده، و در زیر آن دریای بسیار عمیقی وجود دارد، باید بگذرند.
در دین زرتشت، همانگونه که در کتاب وندیداد آمده، برای ورود به بهشت، گذشت از روی پلی به نام رشنو لازم است. در عقاید اسکیموها نیز، درباره پلی که از یخ ساخته شده، صحبت شده است. ایمان به پل صراط، در اعتقادات یونانیان قدیم، آنگلوساکسون ها، اقوان اوژیبوا وقبائل فوکس آمریکای جنوبی، و در اعتقادات قوم کاچین و دایاک کشور اندونزی دیده می شود. این پل سعب آلعبور در بعضی عقاید از شمشیر و در بعشی از تارمو، ساخته شده است.

انبیا

اساس ادیان، اغلب توسط یک فرد مطلع و آگاه، ریخته شده است. به عقیده عموم، این مسئولیت، یعنی آگاه ساختن و راهنمایی مردم در امور زندگی و ارائه قوانین، ایده آل، از طرف خداوند به وی محول گردیده است.
نام این شخص را بررسی کنیم:
آزتک ها از پیغمبری سفیدپوست، با ریش سفید بلند بحث می کنند که نام وی کوئت زال کواتل است. همانطور که می دانیم بومیان آمریکا کوسه بوده، ریش و سبیل در نمی آورند و سرخپوست می باشند. این پیغمبر، خارج از این قوم بر آنان وارد شده و دین یکتاپرستی را در این منطقه به مردم قبولانده و رواج داده است. (لاروس، جلد اول، صفحه 613)
نام این شخص، در قوم مایا، کوکل کان است. (تاریخ دین، نوشته شرقی جی اوغلو، صفحه 102)
در کشور پرو، این شخص به نام اراک کوکا نامیده می شود. اساس علم نجوم و سیستم تقویم را، این شخص به قوم خود یاد داده بوده است.
پیغمبر قوم موسیکا ایندین، بوچیا نامیده می شد. او صنعت نساجی را به سرخپوستان یاد داده و قوانین مقدسی برای آنان آورده است. (تاریخ دین، دکتر شرقیجی اوغلو)
در قوم اینکا، نام این شخص «مانکو کاپاک» بوده و صفت نبوت به وی داده شده است. (لاروس، جلد8، صفحه 318)
پیغمبر قوم تزکوکو، به نام نزاهوال کویوتل، یعنی کویوتل روزه دار، نامیده می شد. (نشریه علم و تکنیک 1980، صفحه 30)
بررسی آثار باقیمانده معابد عظیم آمریکا جنوبی؛ روشن می کند که ابتدا این بناها، به منظور احداث رصدخانه ساخته شده، در این خصوص، مدارکی در دست است که نشان می دهد، آنها موفق به کشف مسائل نجومی زیادی شده اند. ابتدا با این رصدخانه ها، نظام شکوهمند حرکت ستارگان و سیارات فضا را کشف نموده، بعد با تحولاتی که در دینشان ظاهر گردیده، رصدخانه ها، تبدیل به معابد به پرستشگاه هایی شده، که در آن قربانی های خود را تقدیم می کردند.
در افسانه سومرها، از یک شخص با ریش دراز، که تاج دو شاخه ای بر سر می نهاده، صحبت شده است این شخص که نامش «نین - گرسو» می باشد. بعدها با اوصاف خدائی توصیف گردیده، که با ارابه مخصوصی در میان قبایل مختلف می گشته و دشمنانش را با گرز خود از بین می برده است.
در مسلک بودائی آورنده دین، سیدهارتا - گوتاما است. سومری ها این شخص را سارگون نامیده اند. (نشریه علم و تکنیک 1980، صفحه 30)
مسلمانان موظف نیستند به افرادی غیر از بیست و چهار رسولی که اسامی آنان به عنوان نبی در قرآن درج است، لقب پیغمبری دهند. به خصوص در مورد اشخاص فوق الذکر، دادن عنوان پیامبری به آنان، جایز نیست. ولی با عنایت بر اینکه، یکصد و بیست و چهار هزار نبی، به جهان بشریت فرستاده شده، و نیز شباهت بعضی از اعتقادات اقوام مختلف با عقاید اسلامی، می توان گفت حداقل بقایای یک دین برحق، در دوره این اشخاص، موجود بوده است.

عبادت

همان طوری که، نماز در دین اسلام واجب شمرده شده، در سایر ادیان بر حق نیز نماز گزاردن یکی از عبادات محسوب می شده است. این مسئله را قرآن کریم، بدین صورت بیان می فرماید:
«هر کار نیکو (از انوع عبادات و خیرات) به خصوص اقامه نماز و ادای زکات، به آنها وحی کردیم.» (سوره انبیاء آیه 73)
در شکل و آداب مذاهب تغییر یافته، بقایای دین برحق، موجودیت خود را حفظ نموده است. اقوام قدیمی سامی، در موقع عبادت به سمتی متوجه می شدند. در تورات (دانیال نبی 6 - 10) از حضرت دانیال در حالی که روزی سه بار به سمت قدس عبادت می کرده، صحبت شده است. همان گونه که مفهوم قبله دار ادیان قدیمی موجود بوده، در عباداتشان نیز، حالات مختلف نماز دیده شده است. به خصوص حالت سجده کردن، در تورات چنین بیان شده است:

نحمیا، باب 9، آیه 3، صفحه 485:

« و در یک ربع روز، از تورات یهوه، به ذکر خداوندشان پرداخته، و یک ربع دیگر، برای اعتراف به گناهان خود، به خداوند سجده نمودند.»
در آیه 7 باب 40 کتاب اشعیاء نبی نیز از سجده کردن سخن به میان آمده، همچنین در مزمور، تنها نسخه موجود کتاب زبور حضرت داود که تحریف شده، از سجده کردن به سمت معینی بحث گردیده است.

مزامیر، باب 138، آیه 2:

«به سوی معبد مقدست، سجده می کنم، و به خاطر عنایت و حقیقت، شکرگزار نامت هستم.»
علاوه بر آن، در آیات 22 و 29 همان کتاب و آیه 2 مزمور 29، و آیه 4 مرموز 64 و آیه 5 مزمور 85، برخی از آداب نماز دین اسلام را می توان ملاحظه کرد. در آداب دینی آکادها، بودائی ها، مصریان قدیم، می توان صحنه های سجده کردن را مشاهده نمود.
وجود وجوه تشابه را در عبادات اقوامی که در ادوار مختلف و در مناطق دور از هم زیسته اند، نمی ت

لینک ثابت

موضوع : آخرالزمان / یهودیت و صهیونیسم




پنجشنبه 8 اسفند 1392 13:06 | نویسنده : sabeghoon

اشاره:

همواره بیماردلان و باطل جویان در پی تأویل آیات متشابه قرآن حکیم بوده‌اند تا آنها را به دلخواه خود برای توجیه آراء فاسد و عقاید نادرستشان به کار برند، اما خداوند در هر زمان حجت معصومی دارد که تأویل درست آیات را بیان نموده، و از گمراهی مردم جلوگیری می‌کند. آیات قرآن را باطنی است و بطن آن را بطنی دیگر و آنرا ظاهری است و ظاهرش را ظاهری دیگر؛ همانا آیه‌ای اولش دربارة چیزی خواهد بود و آخرش مربوط به چیزی دیگر؛ در عین حالی که سخن متصل و پیوسته‌ای است که بر چند وجه می‌گذرد.

 پیشگامان ظهور

 

مطابق فرمودة خداوند تبارک و تعالی، تأویل آنرا جز خداوند و راسخان در علم، هیچ کس نمی‌داند؛ و امامان امت(ع) که همان راسخان در علم می‌باشند فرموده‌اند: ما آن‌را می‌دانیم.
در دومین قسمت این مجموعه مقالات توجه شما را به تأویل آیة شریفه‌ای از قرآن کریم دربارة گردآمدن یاران پیشگام امام غایب(ع) در نخستین لحظات ظهور آن حضرت(ع) در مکه جلب می‌کنیم.
خداوند متعال در آیة 148 سورة مبارکة بقره می‌فرماید:فاستبفوا الخیرات أینما تکونوا یأت بکم الله جمیعاً.
پس به کارهای نیک پیشی گیرید، هرکجا باشید خداوند همة شما را خواهد آورد.
حضرت ابوجعفر، امام باقر(ع) در ذیل این ایه می‌فرمایند: 
قسم به خدا قائم(ع) را می‌نگرم، در حالی که به حجرالاسود تکیه‌زده سپس حق خویش را از خداوند می‌خواهد، آنگاه می‌گوید: ای مردم! هرکس دربارة خداوند با من محاجّه کند، پس من نزدیک‌ترین افراد به خداوند هستم، ای مردم! هرکس دربارة آدم با من محاجّه کند، پس من نزدیک‌ترین کسان به آدم هستم، ای مردم هرکس در مورد نوح با من محاجّه کند، پس من نزدیک‌ترین افراد به نوح می‌باشم، ای مردم! هرکس دربارة ابراهیم با من محاجّه نماید، پس من نزدیک‌ترین اشخاص به ابراهیم هستم، ای مردم! هرکس دربارة موسی با من محاجّه کند، پس منم نزدیک‌ترین کسان به موسی، ای مردم! هرآنکه دربارة عیسی با من محاجّه نماید، پس من نزدیک‌ترین افراد به عیسی می‌باشم، ای مردم! هرکس دربارة رسول خد(ص) با من محاجّه کند پس منم نزدیک‌ترین افراد به رسول خدا(ص). ای مردم! هرآنکه دربارة کتاب خدا با من محاجّه کند، پس منم نزدیک‌ترین کسان به کتاب خداوند. سپس به مقام ابراهیم خواهد رفت، دو رکعت نماز می‌گذارد و حقّش را از خداوند طلب می‌کند.
... پس نخستین کسی که با او بیعت کند جبرئیل است، سپس آن سیصد و سیزده مرد بیعت کنند و هرکدام از ایشان پیش از آن هنگام بیرون از منزل بوده به مقصد (به آن حضرت(ع)) خواهد پیوست، و هرکس که در سفر نبوده از بستر خوابش مفقود خواهد شد و آن فرمودة خداوند است:
فاستبقوا الخیرات أینما تکونوا یأت بکم الله جمیعاً.1
امام(ع) فرمودند:خیرات، ولایت است، و ‍[خداوند] در جای دیگر فرموده: و چنانچه عذاب را از آنان تا هنگام معینی [افراد معدودی] به تعویق اندازیم2 و ایشان اصحاب قائم(ع) هستند [به خدا سوگند] در یک ساعت نزد او جمع می‌شوند.3
در روایت دیگری آن حضرت(ع) می‌فرمایند:و به خدا سوگند سیصد و سیزده مرد که پنجاه زن نیز در میان آنها هست؛ خواهند آمد، بدون وعدة قبلی و همچون ابرهای پاییزی پی‌درپی در مکّه جمع می‌شوند، و این است آیه‌ای که خدای تعالی فرماید: «هرکجا باشید خداوند همة شما را خواهد آورد محققاً خدا بر هر چیز تواناست»، پس مردی از آل محمد(ع) می‌گوید: این است آن آبادی که اهلش ستم پیشه‌اند، سپس او با آن سیصد و ده و چند نفر که بین رکن و مقام با او بیعت می‌کنند، در حالی‌که عهد پیغمبر(ص) و پرچم و سلاح آن حضرت با اوست، با وزیرش از مکه بیرون می‌آیند و نام و فرمان آن جناب، از سوی آسمان، در مکه، ندا می‌شود، به طوری که تمامی اهل زمین آنرا می‌شنوند.4
در روایت دیگری از امام صادق(ع) به نقل از ابابصیر برخی از مشخصات آن افراد نیز آمده است:
... پس اینها سیصد و سیزده مرد هستند، به شمار اهل بدر. خداوند در یک شب ایشان را در مکه جمع خواهد کرد، و آن شب جمعه است. پس صبح آن شب همة آنها در مسجدالحرام خواهند بود، هیچ‌یک از آنان عقب نمی‌ماند، و در کوچه‌های مکه پراکنده می‌شوند و در پی فراهم کردن منازلی برای خود می‌روند، اما اهل مکه آنان را ناشناس می‌بینند، زیرا کاروان خاصی را ندیده‌اند که از شهر معینی به قصد حج یا عمره و یا تجارت آمده باشد. لذا به یکدیگر می‌گویند: امروز ما گروهی را می‌بینیم که پیشتر ندیده‌ایم، و اهل یک شهر نیستند، و از بادیه‌نشینان هم نمی‌باشند، و نه شتری با آنان هست و نه مرکبی. در همین حال که از وضع آن گروه به تردید افتاده‌اند، مردی از بنی مخزوم می‌آید و مردم را عقب می‌زند تا به نزد رئیسشان می‌رسد، و می‌گوید: من دیشب خواب عجیبی دیده‌ام که از آن ترسانم و دلم از آن لرزان است. رئیس به او می‌گوید: خوابت را تعریف کن. و او چنین بیان می‌کند: دیدم انبوهی آتش از آسمان کنده شده و آنقدر پایین آمد تا اینکه بر کعبه فرود آمد، در آن نگریستم دیدم ملخ‌هایی است با بال‌هایی سبز مانند چادر، مقدار زیادی دور کعبه طواف کردند، سپس به سوی مشرق و مغرب به پرواز درآمدند، به هر شهری رسیدند آن را آتش زدند، و هر دژی را ویران ساختند. پس از این خواب من دل‌پریش و ترسان از جای جستم و بیدار شدم. مردم به او می‌گویند: همین‌ها را در خواب دیده‌ای، بیا نزد اقرع برویم تا خوابت را تعبیر کند. اقرع، مردی از خاندان ثقیف است، نزد او می‌روند، آن مرد خوابش را تعریف می‌کند، و اقرع پاسخ می‌دهد: خواب عجیبی دیده‌ای، و البته دیشب یکی از سپاهیان خداوند بر شما وارد شده‌اند که نمی‌توانید آنها را از خود برانید، مردم می‌گویند: امروز ما چیز عجیبی دیده‌ایم، و ماجرای آن گروه را برای اقرع بیان می‌کنند، سپس از نزد او بیرون می‌آیند و در صدد یورش بردن به آن گروه برمی‌ایند در حالی‌که خداوند دل‌هایشان را از رعب و ترس آنان پُر کرده‌است. آنگاه وقتی برای انجام آن کار با هم مشورت می‌کنند، بعضی از آنها به دیگران می‌گویند: در این کار عجله مکنید زیرا که این گروه هنوز عمل ناشایستی نسبت به شما مرتکب نشده و خلافی آشکار نکرده‌اند، و شاید کسی از آنان منسوب به یکی از قبایل شما باشد، پس چنانچه شری از ایشان برایتان معلوم گشت، آنوقت شما دانید و آنها. از این گذشته ما این گروه را اهل عبادت می‌بینیم، و آثار خوبی را در چهره‌هایشان مشاهده می‌کنیم، و ایشان در حرم خداوند هستند که هرکس در آن داخل گشت روا نیست به او صدمه بزنند، مگر اینکه خلافی از او صادر شود، که موجب جنگیدن با ایشان گردد.
در اینجا مخزومی ـ که رئیس و رهبر آنهاست ـ می‌گوید: ما ایمن نیستیم از اینکه اینان نیروی کمکی در پشت سر نداشته باشند که چنانچه به ایشان پیوندند مقصودشان آشکار گردد و کارشان بالا بگیرد، پس حالا که هنوز شمارةشان اندک و در دیار غربت هستند آنان را سرکوب کنید پیش از آنکه نیروی کمکی آنها برسد، زیرا اینها به مکه نیامده‌اند مگر برای اینکه در آتیة نزدیک امر مهمی داشته باشند. و من تعبیر خواب دوست شما را جز حق نمی‌دانم. بنابراین تا می‌توانید شهرتان را از آنان خالی کنید.
کسی از میان مردم می‌گوید: اگر کسانی که به اینان ملحق خواهند شد، مانند همین‌ها باشند ترسی از ایشان بر شما نیست، زیرا که نه اسلحه‌ای با خود دارند و نه مرکب‌های سواری، و نه پناهگاه و دژی که به آن پناه برند. اینها جمعی هستند غریب که چیره شدن بر آنان سهل و آسان است و چنانچه لشکری برای آنان آمد، به پا خواهید خاست و هم اینان و هم آنان را همچون آب خوردنی که به تشنه لبی داده شود، همه را از پای درمی‌آورید.
پس (مردم مکه) پیوسته چنین حرف‌هایی را می‌زنند تا اینکه شب دامن خویش را بر مردم می‌گستراند. سپس خداوند خواب را بر گوش‌ها و چشم‌هایشان مستولی می‌نماید، و پس از جدا شدنشان از یکدیگر جمع نخواهند شد تا آنگاه که حضرت قائم(ع) قیام فرماید. (البته اصحاب حضرت قائم(ع)) با یکدیگر ملاقات می‌کنند، انگار که از یک پدر و مادر هستند، و اگر از هم جدا شوند شب هنگام خواهد بود و باز، روز با هم ملاقات خواهند داشت، و این است تأویل این آیه:پس به کارهای نیک سبقت گیرید هرکجا باشید خداوند همة شما را خواهد آورد.»5
ابوبصیر می‌گوید: عرضه داشتم: فدایت گردم آیا در آن هنگام جز آنها هیچ مؤمنی بر روی زمین نیست؟
امام(ع) فرمودند: چرا، ولی اینها جمعیتی هستند که با پیدایششان خداوند حضرت قائم(ع) را ظاهر خواهد کرد، و اینان نجبا و قضات و حکّام و فقهای در دین می‌باشند، دل‌ها و پشت‌هایشان مسح می‌گردد پس هیچ حکمی برایشان مشتبه نخواهد شد.6
----------------------------

  • پی‌نوشت‌ها:
  • ٭ سیمای حضرت مهدی(ع) در قرآن، سید هاشم بحرانی، ترجمة سیدمهدی حائری قزوینی، با تلخیص. 
    • 1. تفسیر قمی، ج 2، ص 205.
    • 2. سورة هود(11)، آیة 8.
    • 3. الکلینی، روضة الکافی، ص 313.
    • 4. تفسیر عیاشی، ج 1، ص 65.
    • 5. الطبری (الآملی)، محمد بن جریر، دلائل الإمامة، ص 307.
    • 6. همان.
    • ماهنامه موعود 


لینک ثابت

موضوع : آخرالزمان / ظهور




چهارشنبه 7 اسفند 1392 23:35 | نویسنده : sabeghoon
۱۳۹۲/۱۲/۰۴نسخه قابل چاپ
به بهانه انتشار کتاب «روش تحلیل سیاسی»

دانشجوی سیاسی کیست؟

 

مصطفی طاهری
دانشجویان در نظام اسلامی وظایف و نقش‌های گوناگونی را برعهده دارند که متناسب با این جایگاه، مجموعه‌ای از مطالبات و توقعات از این قشر انتظار می‌رود. شاید مجموعه‌ی این مطالبات کمی بیش از حد معمول تصور شود، اما با توجه به توانایی‌های دوره‌ی جوانی و استعدادهای این نسل می‌باشد: «ما در دیدارهاى دانشجوها معمولاً مطالباتى را مطرح می‌کنیم؛ آیا این پرتوقعى است؟ این یک سؤال است. اگر انسان مجموعه‌ى عرایضى را که من در دیدارهاى دانشجوئى، چه در ماه رمضان‌ها، چه در دانشگاه‌هائى که من در شهرستان‌ها یا در تهران شرکت کردم، جمع کند، یک فهرست طولانى از مطالبات این حقیر از مجموعه‌ى دانشجویان به وجود مى‌آید. ممکن است کسى بگوید آقا این‌ها پرتوقعى است. من عقیده ندارم پرتوقعى است. چرا؟ توجه به نیروى متراکم در دانشگاه، گمان پرتوقعى را نفى می‌کند. اگر چنان‌چه شما از یک جوان ورزشکارِ پرنشاطِ نیرومندى بخواهید یک بار سنگینى را از یک جائى بردارد، به یک جاى دیگرى بگذارد، این به‌هیچ‌وجه توقع زیادى نیست. ۱۳۹۱/۵/۱۶»

به نظر می‌رسد در میان مجموعه‌ی این مطالبات «کسب بینش و داشتن قدرت تحلیل سیاسی» نیاز به تبیین و توضیح بیشتری دارد. «در مرحله‌ی کنونی، آن‌چه می‌باید پس از تحصیل علم، در صدر فعالیت‌های دانشجوئی قرار گیرد، ارتقاء فکری دانشجویان در زمینه‌ی فرهنگ و سیاست است. ۱۳۸۰/۶/۱۰» در این مجال قصد تفصیل این موضوع را داریم:

                  صوت: باید تحلیل داشت

* سه برداشت از سیاسی بودن دانشجو
در مورد سیاسی بودن دانشجو و این‌که آیا لازم است دانشجو علاوه بر فعالیت‌های علمی و پژوهشی خویش، مشارکت سیاسی داشته باشد، سه تفکر وجود دارد:

۱. عده‌ای مخالف سیاسی بودن دانشجو و هرگونه فعالیت سیاسی او هستند. «در محیط دانشگاه، بعضی‌ها حوصله‌ی حرکت ندارند؛ می‌گویند بگذار کارها را بکنیم، درسمان را بخوانیم، زودتر این ورق‌پاره را بگیریم و مثلاً دنبال کاری برویم... این‌ها مشمول... بیداری، خیزش و حرکتی که عنوان دانشجویی دارد، نیستند. ۱۳۷۸/۹/۱»

۲. برخی دانشجوی سیاسیِ پیرو و کاملاً فاقد درک و بینش سیاسی می‌خواهند، تا به عنوان ابزار، افکار آن‌ها را در سطح دانشگاه تبلیغ کند و به اصطلاح به عنوان «توپخانه و مهمات سیاسی» عمل کند. ترویج‌کنندگان چنین تفکری، عموماً جریان‌های سیاسی هستند که تنها در پی کسب قدرت به هر وسیله بوده، با استفاده از جایگاه مهم دانشگاه و موقعیت حساس دانشجویان، اهداف خود را حتی گاهی با نادیده گرفتن امنیت و منافع ملی تعقیب می‌کنند.

۳. دسته‌ی سوم با رویکردی واقع‌بینانه به جایگاه دانشگاه و دانشجو و نقش مهم آن در ساختارهای اساسی کشور، بر ارتقای سطح بینش و تحلیل سیاسی دانشجویان، حفظ استقلال و مشارکت سیاسی مناسب با نقش و کارکردهای دانشجویی، تأکید و اهتمام دارند. (محمدی، پگاه حوزه، شماره۲۰۰)
شما دانشجویان... و حتی دانش‌آموزان مدارس -روی این ریزترین پدیده‌های سیاسی دنیا فکر کنید و تحلیل بدهید. گیرم که تحلیلی هم بدهید که خلاف واقع باشد؛ باشد! خدا لعنت کند آن دست‌هایی را که تلاش کرده‌اند و می‌کنند که قشر جوان و دانشگاه ما را غیر سیاسی کنند. کشوری که جوانانش سیاسی نباشند... مگر چنین کشوری می‌تواند بر دوش مردم، حکومت و حرکت و مبارزه و جهاد کند؟! (رهبر انقلاب ۱۳۷۲/۸/۱۲)

اگر به صورت کلی‌تر ببینیم تمام اعضای جامعه باید توانایی درک و تحلیل حوادث و جریاناتی که در اطراف آنان رخ می‌دهد را داشته باشند. قسمت عظیمی از فتنه‌ها، شکست‌ها، انحراف‌ها و حوادثی که در جامعه‌ی اسلامی رخ داده، ناشی از نداشتن تحلیل سیاسی در میان مردم بوده است که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به حوادث مشروطه در تاریخ معاصر و فتنه‌ی خوارج در صدر اسلام اشاره کرد: «علت شکست‌های گوناگون در تاریخ، این است که مردم، گاهی قدرت تحلیل را از دست می‌دهند. هر جا مردم نتوانستند درست تحلیل کنند، آن‌جا نقطه‌ی خطرناکی است. آن‌جا جایی است که ممکن است دشمن ضربه را وارد کند. ۱۳۷۲/۸/۳۰»

«چیزی که امام حسن مجتبی علیه‌السلام را شکست داد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود. مردم، تحلیل سیاسی نداشتند. چیزی که فتنه‌ی خوارج را به‌وجود آورد و امیرالمؤمنین علیه‌السلام را آن‌طور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آن‌گونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود و اِلّا همه‌ی مردم که بی‌دین نبودند. تحلیل سیاسی نداشتند. یک شایعه دشمن می‌انداخت؛ فوراً این شایعه همه‌جا پخش می‌شد و همه آن را قبول می‌کردند! ۱۳۷۲/۸/۱۲»

* باید مغالطه‌های سیاسی را شناخت
در این مقطع تاریخی نیز که حجم دشمنی­‌ها علیه نظام اسلامی بیشتر و پیچیده‌تر شده است، کسب تحلیل و قدرت سیاسی اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. «قدرت تحلیل که نبود، انسان فریب تحلیلِ فریبگرِ بیگانه را می‌خورد. در دنیاى سیاست هیچ‌کسى صریحاً نمى‌آید بگوید که من می‌خواهم به تو ظلم کنم؛ نه به یک ملت، نه به یک شخص؛ این‌طور که نمی‌گویند. مى‌آیند با «مغالطه‌هاى سیاسى» کارى می‌کنند که بتوانند بر او تسلط پیدا کنند. درست مثل مغالطه‌هاى فلسفى، ذهن طرف را با یک چشم‌بندى علمى -در واقع یک تردستى- منحرف می‌کنند. یک مغالطه‌ى سیاسى درست می‌کنند، میخ خودشان را می‌کوبند. ما باید کارى کنیم که این جوان ما بتواند مغالطه را بشناسد؛ کما این‌که در فلسفه و منطق، شناخت مغالطه یکى از هنرهاست. ما بتوانیم جوان خودمان را آشنا کنیم به این‌که مغالطه چیست، تا بتواند مچ مغالطه‌کننده را بگیرد. بگوید این قضیه‌اى که درست کردى، این‌جایش اختلال و اشکال دارد. قدرت تحلیل سیاسى این است؛ بایستى این را در جوان به وجود آورد.۱۳۸۵/۵/۲۳»
اما در این میان وظیفه‌ی جوانان و به‌خصوص دانشجویان مهم‌تر و بیشتر است؛ چراکه جوان علی‌رغم کم‌تجربگی و احساسی بودن، به واسطه‌ی داشتن شور و نشاطی مضاعف و آرمان‌گرایی، نقش بسیار برجسته‌ای در آینده‌ی کشور خواهد داشت. به همین دلایل از سوی جریان‌های مختلف سعی در استفاده از جذب و استفاده از آنان می‌شود: «حرکت سیاسى دانشجویان و کار سیاسى در دانشگاه‌ها چیز مثبتى است. من سال‌ها پیش در همین حسینیه یک جمله‌اى گفتم که آن وقت بعضى از مسئولان هم گله‌مند شدند. آن جمله راجع به تحرک سیاسى دانشجویان در دانشگاه‌ها بود؛ این لازم است؛ نه فقط براى این‌که دانشجو تخلیه بشود. بعضى خیال می‌کنند که تحرک سیاسى دانشجویان در دانشگاه‌ها، فقط فایده‌اش این است که این جوان یک خُرده تخلیه بشود؛ نه، این جوان را ما براى فرداى اداره‌ى کشور لازم داریم. این باید سیاست را بفهمد؛ مغزش در زمینه‌ى سیاست، مغز پخته و کارآمدى باشد؛ و اِلّا فریبش می‌دهند و زمینش می‌زنند. خوب، این لازم است؛ منتها آن‌چه که لازم است، قدرت تحلیل و فهم سیاسى است. ۱۳۸۵/۵/۲۳»

* دانشجوی سیاسی کیست؟
سیاسی بودن فضای دانشگاه‌ها و فعالیت سیاسی دانشجویان به چه معناست و چه الزاماتی دارد؟ «بنده دلم می‌خواهد این جوانان ما، شما دانشجویان؛ چه دختر، چه پسر و حتی دانش‌آموزان مدارس -روی این ریزترین پدیده‌های سیاسی دنیا فکر کنید و تحلیل بدهید. گیرم که تحلیلی هم بدهید که خلاف واقع باشد؛ باشد! خدا لعنت کند آن دست‌هایی را که تلاش کرده‌اند و می‌کنند که قشر جوان و دانشگاه ما را غیر سیاسی کنند. کشوری که جوانانش سیاسی نباشند، اصلاً توی باغ مسائل سیاسی نیستند، مسائل سیاسی دنیا را نمی‌فهمند، جریان‌های سیاسی دنیا را نمی‌فهمند و تحلیل درست ندارند، مگر چنین کشوری می‌تواند بر دوش مردم، حکومت و حرکت و مبارزه و جهاد کند؟! بله، اگر حکومت استبدادی باشد، می‌شود. حکومت‌های مستبد دنیا، صرفه‌شان به این است که مردم سیاسی نباشند؛ مردم درک و تحلیل و شعور سیاسی نداشته باشند. اما حکومتی که می‌خواهد به دست مردم کارهای بزرگ را انجام دهد؛ نظام را می‌خواهد با قدرت بی‌پایان مردم به سر منزل مقصود برساند و مردم را همه چیز نظام می‌داند، مگر مردمش -بخصوص جوانان، و بالاخص جوانانِ دانشجویش- می‌توانند غیر سیاسی باشند؟! مگر می‌شود؟! عالِم‌ترین عالِم‌ها و دانشمندترین دانشمندها را هم، اگر مغز و فهم سیاسی نداشته باشند، دشمن با یک آبنبات تُرش می‌تواند به آن طرف ببرد؛ مجذوب خودش کند و در جهت اهداف خودش قرار دهد! این نکات ریز را باید جوانان ما درک کنند. ۱۳۷۲/۸/۱۲»



چهارشنبه 7 اسفند 1392 23:34 | نویسنده : sabeghoon

تشکیل جلسه سران قوا در حضور رهبر انقلاب

 

در پی ابلاغ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، رهبر معظم انقلاب اسلامی، روز گذشته در جلسه‌ای با حضور سران قوا، چگونگی راههای اجرا و تحقق این سیاستها را مورد بررسی قرار دادند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای این جلسه، از اهتمام ویژه روسای قوا در صدور دستور‌العمل های اجرایی برای پیگیری و تدوین هر چه سریعتر نقشه راه اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی، قدردانی کردند و گفتند: سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، سیاست‌هایی جامع و فراگیر است که باید در اجرا نیز با همین جامعیت و فراگیری، تحقق یابد.  
ایشان مسائل اقتصادی و مشکلات ناشی از این مسائل را مهمترین موضوع کشور و مردم دانستند و افزودند: اگر سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، بطور جدی پیگیری و اجرا شوند، امید زیادی وجود دارد که رونق اقتصادی و اصلاح پایه‌های اقتصادی کشور در میان‌مدت محقق و بخشی از مشکلات مردم حل شود.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه هدف از برگزاری جلسه با سران سه قوه، بررسی راهکارهای تحقق سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی است، خاطر نشان کردند: با ابلاغ این سیاستها، مردم اکنون منتظر اجرای آنها و تأثیرات مثبت ناشی از اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی هستند، بنابراین دولت، مجلس و قوه قضائیه باید بطور جدی وارد میدان شوند و وظایف مربوط به خود را، در هر بخش، پیگیری و اجرا کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: باید روند اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، بصورت یک حرکت مستمر و متوقف نشدنی، تا رسیدن به نتیجه، ادامه یابد و هر یک از قوا نیز بر روند کار خود نظارت دقیق داشته باشند.
ایشان تأکید کردند: اگر لازمه اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، برطرف کردن برخی قوانین معارض باشد، مجلس شورای اسلامی باید با شناسایی این قوانین معارض، آنها را حذف کند. همچنین اگر اجرای این سیاستها نیازمند حذف برخی ضوابط و مقررات دست و پاگیر و تنظیم ضوابط جدیدِ تسهیل کننده است، دولت با صدور بخشنامه‌هایی این اقدام را انجام دهد.  
رهبر انقلاب اسلامی در همین خصوص یک نکته را متذکر شدند و گفتند: باید مراقب بود تا قوانین و ضوابط جدید بگونه‌ای نباشد که زمینه ساز تراکم و تعارض قوانین شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: با حذف قوانین و مقررات معارض سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی و یا احیانا با تصویب قوانین و ضوابط جدید، راه برای اجرای راحت‌تر این سیاستها  که عمدتاً بر عهده دولت است، مهیا خواهد شد.
ایشان به دولت توصیه کردند: افرادی را مأمور پیگیری و اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی کنید که انگیزه‌های انقلابی و مردمی و اعتقاد لازم و کافی برای اجرای آنها داشته باشند.
رهبر انقلاب اسلامی هماهنگی میان سه قوه را برای اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی بسیار ضروری خواندند و تأکید کردند: باید از ایجاد تشکیلات جدید و موازی‌کاری بشدت پرهیز شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرهنگ‌سازی و ایجاد گفتمان رایج و فراگیر را برای اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی ضروری خواندند و خاطر نشان کردند: باید محورهای اصلی این سیاستها با استدلال صحیح و منطقی برای مردم بیان شوند تا به تدریج در بخشهای مختلف جامعه رسوخ پیدا کند و به یک مطالبه عمومی تبدیل شود.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: گفتمان‌‌سازی در خصوص اقتصاد مقاومتی و تبدیل آن به یک گفتمان عمومی، بسیاری از مشکلات را بر طرف و کارها را تسهیل خواهد کرد.
ایشان یکی از محورهای مهم سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی را مشارکت مردم و چگونگی مردمی کردن اقتصاد دانستند و افزودند: کشور در طول ۳۵ سال گذشته به ویژه در پیروزی انقلاب اسلامی و ۸ سال دفاع مقدس از حضور و مشارکت مردم نتایج و ثمرات فراوانی بدست آورده است و در بخش اقتصاد نیز قطعا هدایت سرمایه‌های کوچک مردم در مسیر اقتصاد عمومی  بسیار راهگشا و موثر خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامی خاطر نشان کردند: با استفاده از ظرفیتهای مردمی، می توان کارهایی را انجام داد که شاید از عهده چند وزارتخانه هم بر نیاید.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای موضوع واردات و تأمین امنیت غذایی و ذخایر راهبردی را  یکی دیگر از محورهای مهم سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی برشمردند و تاکید کردند: به غیر از این موارد، باید در اقلام دیگر جلوی واردات بی رویه گرفته شود.  
رهبر انقلاب اسلامی در پایان گفتند: اکنون زمینه برای اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی مهیاست و اگر همه قوا و دستگاهها همت و مجاهدت کنند به لطف خداوند این کار به خوبی پیش خواهد رفت.
در این دیدار آقای روحانی رئیس جمهور در سخنانی با اشاره به ابلاغ اخیر خود به معاون اول و مسئولیت ستاد هماهنگی اقتصادی دولت برای برنامه‌ریزی، زمان‌بندی و تدوین راهکارها و اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی گفت: همه دولت واقعا معتقد به این سیاستهاست و اعضای دولت با اعتقاد کامل مصمم به اجرای آن هستند زیرا دولت تحقق سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی را متحول کننده  اقتصاد کشور می داند.
آقای روحانی با اشاره به در پیش بودن اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها، گفت: همانگونه که در سیاستهای ابلاغی تأکید شده، دولت با استفاده از ظرفیت هدفمندی یارانه‌ها، به موضوعات تولید، اشتغال و عدالت توجه ویژه خواهد کرد.
رئیس جمهور با اشاره به موضوع امنیت غذایی و درمان در سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، افزود: امنیت غذایی و سلامت مردم، دو موضوع بسیار مهمی است که دولت از همان ابتدای کار، اهتمام ویژه‌ای به آنها داشته و در مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها، ارتقای سلامت یکی از محورهای اصلی است.  
آقای روحانی با اشاره به موضوع نفت و گاز و پتروشیمی بعنوان یکی دیگر از محورهای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، تأکید کرد: دولت مصمم است تا تولید نفت و گاز را افزایش دهد، ضمن آنکه توسعه پتروشیمی نیز در دستور کار قرار دارد.
برنامه‌ریزی برای استفاده صحیح و بیشتر از ظرفیت مناطق آزاد و ویژه اقتصادی به ویژه در حوزه گردشگری سلامت و همچنین تحرک‌بخشیِ صادرات، تأکید بر تحول در نیروی انسانی و اقتصاد دانش‌بنیان، از دیگر مواردی بود که رئیس جمهور در خصوص اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی بیان کرد.
آقای لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در این دیدار با تأکید بر اهتمام نمایندگان مجلس برای زمینه‌سازی جهت اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، عزم سه قوه را برای اجرای این سیاستها، بسیار مهم بر شمرد.
رئیس مجلس شورای اسلامی، توجه ویژه به بخش تولید و استفاده از متخصصان داخلی و بخش خصوصی و جلوگیری از واردات بی‌رویه را از جمله زمینه های ضروری برای اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی دانست و گفت: مجلس قوانین مناسبی را برای تسهیل فضای کسب و کار به تصویب رسانده و اکنون، مشکل قانونی برای سرمایه‌گذاری و استفاده از توان بخش خصوصی وجود ندارد.
آقای لاریجانی همچنین ضرورت توجه ویژه رسانه‌ها به مسائل و اولویت‌های اقتصادی و پرهیز از حاشیه‌سازی‌های سیاسی را مورد تأکید قرار داد.
آقای آملی لاریجانی رییس قوه قضاییه نیز در این دیدار با اشاره به بند ۱۹ سیاستهای کلی اقتصاد مقاوتی در خصوص شفاف‌سازی و سالم‌سازی اقتصاد و جلوگیری از زمینه های فسادزا گفت: قوه قضاییه ضمن آنکه به وظایف خود برای مبارزه با مفاسد اقتصادی با جدیت و قدرت عمل خواهد کرد، در عین حال از فعالیتهای سالم اقتصادی نیز حمایت می کند.
رییس قوه قضاییه همچنین ایجاد گفتمان اقتصاد مقاومتی را مهم و ضروری خواند و تاکید کرد: یکی از مسائل ضروری برای تحقق سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی توجه ویژه به فرهنگ کار در جامعه است.


لینک ثابت

موضوع : اخبار / سیاسی




انتقادها به پوشش مجری زن یک شبکه در کشور آذربایجان موجب شد تا مدیران این شبکه تجدید نظر کرده و وی را حذف کنند.

 

روسیا الیوم نوشت؛ شبکه "ITV" کشور آذربایجان مجری زن خود "لیلا أصلانووا" را به دلیل پوشش نامناسب از دست داد!

 

این اتفاق در حالی صورت می گیرد که انتقادهای فراوانی به نحوه پوشش وی در برنامه های تلویزیونی وجود داشت، از منظر منتقدان، رفتارها و نوع پوشش این مجری زن مغایر با ارزش ها، آداب و رسوم مردم این کشور است.

 


البته انتقادها از اعتراض مردمی فراتر رفته و پای کارشناسان امور فرهنگی را نیز وارد گود مخالفت کرد، به طوری که آنها ابتذال برخی از این رسانه ها را حاکی از بی مسئولیتی مدیران آن در جذب مخاطب به هر قیمت دانستند.

 

به اعتقاد این کارشناسان، پوشش زنان در برخی از شبکه های ماهواره ای کشورهای دیگر بسیار مناسب تر است.

 


اتفاق فوق در حالی رخ داده که بسیاری از شبکه های ماهواره ای فارسی زبان اما برای جذب هر بیشتر مخاطب، هر روز نمایشی تازه از برهنگی و ابتذال را رو می کنند، در این میان شبکه من و تو تقریبا بی رقیب است.


این شبکه لندنی با ادعای پخش برنامه برای ایرانیان بارها و بارها با نمایش برهنگی و رفتارهای دور از شئون ایرانی به عقائد و فرهنگ مردم ایران توهین کرده است.


  • جام


لینک ثابت

موضوع : آخرالزمان / یهودیت و صهیونیسم




صفحات سایت :
1 | 2 | 3